تحلیل آمار سایت و وبلاگ کانون فرهنگی و هنری هجرت مسجد حضرت ابوالفضل(ع)شهرستان آمل روستای هندوکلا (تخصصی شهدا)
از انتخاب شما متشکریم.هرگونه نظر،انتقاد،پیشنهاد راجع به این وبلاگ را میتوانید به سامانه 5000248788 ارسال یا با شماره تماس 01213251145 ارتباط بر قرار کنید.
» درباره ما

از انتخاب شما متشکریم.هرگونه نظر،انتقاد،پیشنهاد راجع به این وبلاگ را میتوانید به سامانه 5000248788 ارسال یا با شماره تماس 01213251145 ارتباط بر قرار کنید.
» نویسندگان
» پیوندهای وبگاه
» پیوندهای روزانه
» دیگر امکانات
» آخرین مطالب
» آرشیو مطالب
» موضوعات مطالب
» برچسب‌ها
» <-TagName-> (<-TagCount->)
» طراح قالب

شهدای کازرون

تصاویر شهدای هندوکلا تاریخ تولد:1355          تاریخ شهادت:1391       محل شهادت:پایگاه نهم شکاری بندرعباس تاریخ تولد:1345          تاریخ شهادت:1391       محل شهادت:آمل تاریخ تولد:1337          تاریخ شهادت:1365       محل شهادت:شلمچه تاریخ تولد:1333          تاریخ شهادت:1361       محل شهادت:شلمچه تاریخ تولد:1345          تاریخ شهادت:1368       محل شهادت:آمل تاریخ تولد:1346          تاریخ شهادت:1367       محل شهادت:شلمچه تاریخ تولد:1334          تاریخ شهادت:1360       محل شهادت:جنگل آمل تاریخ تولد:1338          تاریخ شهادت:1361       محل شهادت:شلمچه تاریخ تولد:1346          تاریخ شهادت:1365       محل شهادت:شلمچه تاریخ تولد:1330          تاریخ شهادت:1360       محل شهادت:نوسود تاریخ تولد:1348          تاریخ شهادت:1366       محل شهادت:شلمچه تاریخ تولد:1341          تاریخ شهادت:1360       محل شهادت:آمل
+ نوشته شده توسط سیدمصطفی جعفری در پنجشنبه, فروردين 14, 1393 و ساعت 12:46 قبل‏ازظهر | نظرات(1)


( ادامه مطلب )






برچسب‌ها: <-TagName->
+ نوشته شده توسط سیدمصطفی جعفری در پنجشنبه, فروردين 7, 1393 و ساعت 11:25 بعدازظهر | نظرات(0)

گزیده بیانات مقام معظم رهبری الامام خامنه ای (مدظله العالی) پیرامون" آزادی "در حرم مطهر رضوی ۹۳/۰۱/۰۱

بدون ضابطه، آزادی معنی ندارد.

یک سؤالی اینجا ممکن است مطرح بشود که بگویند: خب شما میگویید مسئولین کشور حسّاس باشند، چقدر حسّاس باشند؟ آیا این با آزادی ــ که از شعارهای انقلاب است و جزو پایه‌های جمهوری اسلامی است ــ منافاتی ندارد؟ جواب این است که نخیر، با آزادی هیچ منافاتی ندارد؛ آزادی غیر از ولنگاری است؛ آزادی غیر از رهاسازی همه‌ی ضابطه‌ها است. آزادی ــ که نعمت بزرگ الهی است ــ خودش دارای ضابطه است؛ بدون ضابطه، آزادی معنی ندارد. اگر چنانچه کسانی هستند در کشور که برای تیشه به ریشه‌ی ایمان جوانان زدن دارند تلاش میکنند، نمیشود این را تماشا کرد به‌عنوان اینکه این آزادی است. همچنان که اگر هروئین و بقیّه‌ی موادّ مسموم‌کننده‌ی بدن و بدبخت‌کننده‌ی خانواده‌ها را کسی بخواهد بین این ‌و آن توزیع کند، نمیشود بی‌تفاوت نشست.

این جور آزادی در هیچ جای دنیا نیست!

اینکه ببینیم کسانی با استفاده‌ی از هنر، با استفاده‌ی از بیان، با استفاده‌ی از ابزارهای گوناگون، با استفاده‌ی از پول، راه مردم را بزنند، ایمان مردم را مورد تهاجم قرار بدهند، در فرهنگ اسلامی و انقلابی مردم رخنه ایجاد کنند، ما بنشینیم تماشا کنیم و بگوییم که آزادی است، این جور آزادی در هیچ جای دنیا نیست! در هیچ جای دنیا. همان کشورهایی که ادّعای آزادی میکنند، در آن خطوط قرمزی که دارند، بشدّت سخت‌گیرند. شما ببینید در کشورهای اروپایی کسی جرئت نمیکند راجع به هولوکاست حرف بزند که معلوم نیست اصل این قضیّه واقعیّت دارد یا ندارد، یا اگر واقعیّت دارد، به چه شکلی بوده؛ اظهار نظر درباره‌ی هولوکاست، تردید درباره‌ی هولوکاست، یکی از بزرگ‌ترین گناهان محسوب میشود، جلویش را میگیرند، طرف را میگیرند، زندانی میکنند، تعقیب قضائی میکنند؛ مدّعی آزادی هم هستند. آنچه که برای او خطّ قرمز است، در مقابل او با چنگ‌ودندان می‌ایستد. چطور از ما توقّع دارند که خطوط قرمز اعتقادی و انقلابی کشورمان و جوانانمان را ندیده بگیریم؟ اگر یک کسی است که روح استقلال ملّی را نشانه میرود ـ الان هستند کسانی که صحبت استقلال که میشود، استقلال را مسخره میکنند، میگویند این عقب‌افتاد‌گی است، استقلال چیست ـ و میخواهد وابستگی را تئوریزه کند، استقلال را مسخره کند، دلهای جوانان را برای مستقل زیستن متزلزل کند، نمیشود در مقابل او بی‌تفاوت ماند؛ باید در مقابل او عکس‌العمل نشان داد.

در اروپا،این تحمّل مخالف است؟/زن محجّبه را مجروح میکنند یا میکشند، کسی جرئت نمیکند بگوید چرا!

یکی به ضروریّات اخلاقی و دینی جامعه اهانت میکند، زبان فارسی را مسخره میکند، خلقیّات ایرانی را تحقیر میکند؛ اینها هست‌؛ اینها وجود دارد الان. کسانی سعی‌شان این است که بزنند توی سر روح عزّت ملّی جوان ایرانی؛ مکرّر خلقیّات منفی را نسبت میدهند: از اروپایی‌ها یاد بگیرید، از غربیها یاد بگیرید، همدیگر را تحمّل میکنند، ما همدیگر را تحمّل نمیکنیم! واقع قضیّه این است؟ در خیابانهای کشورهای اروپایی و پایتختهای اروپایی ــ حالا، نه بیست سال قبل و پنجاه سال قبل ــ یک نفری که اندکی حجابش را مراعات کرده، مورد تهاجم جوانها قرار میگیرد، جلوی چشم مردم میزنند زن محجّبه را مجروح میکنند یا میکشند، کسی جرئت نمیکند بگوید چرا! کسی را به‌عنوان اینکه این اهل آن کشور نیست، جلوی چشم مردم آتش میزنند! این تحمّل مخالف است؟ این چیزی است که همین تازه اتّفاق افتاد؛ چند ماه قبل از این جوانهای الواط یکی از شهرهای یکی از کشورهای اروپایی، یک ایرانی را کتک میزنند، بعد رویش بنزین میریزند، آتشش میزنند، همسایه‌ها هم وامی‌ایستند برّوبر نگاه میکنند، عکس‌العملی نشان نمیدهند! این تحمّل مخالف است؟ آن ‌کسانی ‌که ملّت ایران را و ملّیّت ایرانی را و خلقیّات ایرانی را تحقیر میکنند؛ آ‌ن‌ کسانی ‌که مبانی اسلامی را در ذهنها متزلزل میکنند، آ‌ن ‌کسانی ‌که شعارهای اصلی انقلاب را مورد تعرّض جدّی قرار میدهند، آ‌ن ‌کسانی ‌که نهاد خانواده را بی‌ارزش جلوه میدهند و ازدواج را بی‌معنی وانمود میکنند ـ اینها امروز در جامعه‌ی ما هست؛ کسانی این کارها را دارند میکنند ـ آ‌ن ‌کسانی ‌که لذّت‌جویی را یک امر مطلوب و یک ارزش میدانند ــ لذّت؛ «اصالة‌اللّذّه» همان سوغات فرهنگ غربی است؛ هرچه موجب لذّت بشود؛ خب، یکی با اعتیاد لذّت میبرد، یکی با شهوات جنسی لذّت میبرد، یکی با کتک زدن این ‌و آن لذّت میبرد؛ هرچه مایه‌ی لذّت کسی باشد، این را مباح میدانند ـ کسانی‌ که این حرفها را ترویج میکنند، نمیشود در مقابل اینها بی‌تفاوت ماند. کسانی اباحه‌گری را ترویج میکنند. دستگاهها باید احساس وظیفه کنند.

در تخریب فرهنگی،جای احساس عزّت و اعتمادبه‌نفس ملّی، احساس حقارت ملّی را به آنها تزریق میکنند

در تخریب فرهنگی، کاری که تخریب‌کنند‌گان فرهنگ انجام میدهند این است که به‌جای عزم راسخ ملّی، تردید را در مردم ترویج میکنند. یک ملّت تا عزم راسخ نداشته‌ باشد، نمیتواند به هیچ‌جا برسد؛ سعی میکنند عزم راسخ ملّت را در مسائل مهمّ مربوط به سرنوشت کشور به هم بزنند، در آنها تردید ایجاد کنند؛ جای احساس عزّت و اعتمادبه‌نفس ملّی، احساس حقارت ملّی را به آنها تزریق میکنند؛ جای ایمان راسخ، شبهه‌افکنی و بی‌اعتقادی؛ جای کار و تلاش و همّت بلند، لذّت‌جویی و شهوت‌رانی و از این قبیل؛ این کارها کارهایی است که انجام میگیرد. دستگاه‌های رسمی فرهنگی کشور بایستی وظایف خودشان را در مقابل اینها انجام بدهند. البتّه بعضی از وظایف، وظایف ایجابی است، بعضی از وظایف هم وظایف دفاعی است؛ هر دوی اینها باید انجام بگیرد؛ هم وظایف ایجابی، هم وظایف دفاعی. دستگاههای تبلیغاتی کشور ما ــ چه آنهایی که مستقیماً مربوط به دولتند، چه آنهایی که مستقیم مربوط به دولت نیستند ــ از هوچی‌گری رسانه‌های بیگانه یا رسانه‌هایی که زبان بیگانه را در کام خودشان دارند، نباید بهراسند، رفتارشان را با آنها تنظیم نباید بکنند؛ این مربوط به دستگاه های رسمی فرهنگی.

( ادامه مطلب )






برچسب‌ها: <-TagName->
+ نوشته شده توسط سیدمصطفی جعفری در يكشنبه, اسفند 25, 1392 و ساعت 10:13 بعدازظهر | نظرات(0)

گزیده ای از سخنرانی استاد پناهیان در سلسله جلسات " تنها مسیر "

چرا ولایتمداری ارزشمندترین قسمت دین است؟/هیچ یک از اوامر الهی به اندازه امر به ولایت، مخالف هوای نفس انسان نیست
حالا می‌خواهیم از این زاویه به موضوع ولایت بپردازیم که اگر محور تولید ارزش برای انسان، مخالفت با دوست‌داشتنی‌ها است، چگونه می‌توان توضیح داد که ولایت، ولایت‌پذیری و تبعیت از ولایت ولی خدا، ارزشمندترین قسمت دین است؟
سابقاً به این بحث پرداختیم که اگر مبارزه با هوای نفس، محور تولید ارزش در وجود آدمی است؛ چرا نماز عمود خیمه دین است؟ چون نماز دائمی‌ترین و منظم‌ترین برنامۀ مبارزه با هوای نفس است. برای اینکه اهمیت ولایت را نیز بیشتر درک کنیم باید آن را در جریان مبارزۀ دائمی با هوای نفس برای خودمان تحلیل کنیم. مثلاً تبعیت از پدر و مادر چرا اهمیت دارد؟ چون یکی از برنامه‌های جدی مبارزه با هوای نفس، تفاوت سلیقه‌ای است که بین پدر و مادر با فرزند وجود دارد. پدر و مادر چیزی را دوست دارند که فرزند دوست ندارد و این مبارزه با هوای نفس، برنامه‌ای همیشگی برای فرزند می‌شود. خداوند بطور طبیعی تفاوت‌هایی بین پدر و مادر و فرزند قرار داده است که محل رشد و کمال یافتن فرزند است.
یکی دیگر از زمینه‌های مبارزه با نفس در همان آغاز سن تکلیف در انسان ایجاد می‌شود؛ به این صورت که در این سن غریزۀ جنسی در انسان فعال می‌شود و لذا نوجوانی که تازه به سن تکلیف رسیده است به صورت کاملاً جدّی درگیر مبارزه با نفس می‌شود. اینجا دوباره اهمیت مبارزه با نفس دیده می‌شود. چون معمولاً کسی در این سن نوجوانی ازدواج نمی‌کند، لذا بستری برای مبارزه با نفس در مسائل شهوانی برایش شکل می‌گیرد.

این مبارزه با هوای نفس و دوست داشتنی‌ها آن‌قدر مسألۀ جدّی و مهمی است که خداوند برای قوی شدن و رشد کردن ما، بسترهای مختلفی را برای شکل‌گیری این مبارزه قرار داده است. همۀ اعمال و رفتارها را می‌توان از زاویۀ مبارزه با هوای نفس نگاه کرد؛ مباحث خانوادگی، مقدراتی که سر راه انسان قرار می‌گیرد، تکالیف مختلف اجتماعی و فردی و ....

از این زاویه، می‌توان توضیح داد که چرا ولایت رکن دین است. چرا اگر ولایت نباشد، نماز هم قبول نمی‌شود؟ چرا اهمیت ولایت خیلی بالا است؟ برای اینکه هیچ امری از اوامر الهی به اندازه امر به ولایت، مخالف هوای نفس انسان نیست. حتی دستور به جهاد و کشته شدن در راه خدا هم به اندازۀ دستور به تبعیت از ولایت نمی‌تواند در جهت مبارزه با هوای نفس این‌قدر مؤثر باشد.

ولایت مخالف‌ترین مخالفان با هوای نفس انسان است/کسی که ولایت را بپذیرد، گناهانش راحت‌تر بخشیده می‌شود

اگر محور تولید ارزش توسط انسان را مبارزه با هوای نفس بدانیم، و از طرف دیگر «ولایت» را مهمترین اصل دین بدانیم، علی‌القاعده می‌توان گفت؛ ولایت مخالف‌ترین مخالفان با هوای نفس انسان است و اگر کسی ولایتمدار شود، در حال سر بریدن نفس است. کسی که ولایتمدار شود، در واقع سر نفس خود را بریده است. به همین دلیل است که اگر کسی ولایت را بپذیرد، گناهان او را راحت می‌بخشند. اما بخشش گناهان ولایت‌ندارها اینطور نیست و در نقطۀ مقابل ولایت‌مدارها قرار می‌گیرند.

چند نفر از ولایت‌ندارها نزد امام رضا(ع) آمدند و گفتند ما دیده‌ایم بعضی از شیعیان شما که ولایت‌مدار هستند، علنی در راه عرق می‌خورند. امام رضا(ع) فرمودند: الحمدلله که آنها در راه هستند، و این خوب است! گفتند نه آقا! منظورمان این است که در راه یعنی در مسیر عبور و مرور دیگران و به صورت علنی، عرق می‌خورند! حضرت به تعبیری گفتند: خُب عرق نعنا که اشکال ندارد! (حضرت به معنای دیگری که برای کلمۀ «نبیذ» وجود دارد، اشاره کردند و به این صورت خواستند با اغماض از کنار این موضوع بگذرند) آنها گفتند: نه! عرق یعنی مُسکر می‌خورند. آقا فرمودند: ولایت‌مدار عرق نمی‌خورد؛ و بر فرض اگر یک فرد ولایت‌مدار هم عرق بخورد، روز قیامت یک خدای مهربان، یک پیامبر رئوف و امام شفیع دارد که دست او را می‌گیرد و نجاتش می‌دهد. اما شما چه کسی را دارید؟ (أَنَّ رَجُلًا مِنَ الْمُنَافِقِينَ قَالَ لِأَبِي الْحَسَنِ الثَّانِي ع إِنَّ مِنْ شِيعَتِكُمْ قَوْماً يَشْرَبُونَ الْخَمْرَ عَلَى الطَّرِيقِ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَهُمْ عَلَى الطَّرِيقِ فَلَا يَزِيغُونَ عَنْهُ وَ اعْتَرَضَهُ آخَرُ فَقَالَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِكَ مَنْ يَشْرَبُ النَّبِيذَ ... قَالَ فَإِنْ فَعَلَهَا الْمَنْكُوبُ مِنْهُمْ فَإِنَّهُ يَجِدُ رَبّاً رَءُوفاً وَ نَبِيّاً عَطُوفاً وَ إِمَاماً لَهُ عَلَى الْحَوْضِ عَرُوفاً وَ سَادَةً لَهُ بِالشَّفَاعَةِ وُقُوفاً وَ تَجِدُ أَنْتَ رُوحَكَ فِي بَرَهُوتَ مَلُوفاً؛ مشارق الانوار/ص289) و (عَنْ فُرَاتِ بْنِ أَحْنَفَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ هَؤُلَاءِ الْمَلاعِينِ فَقَالَ وَ اللَّهِ لَأَسُوءَنَّهُ مِنْ شِيعَتِه‏ ... إِنَّ شِيعَتَكَ يَشْرَبُونَ‏ النَّبِيذَ فَقَالَ وَ مَا بَأْسٌ بِالنَّبِيذِ أَخْبَرَنِي أَبِي عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ أَنَّ أَصْحَابَ رَسُولِ اللَّهِ ص كَانُوا يَشْرَبُونَ‏ النَّبِيذَ فَقَالَ لَيْسَ أَعْنِيكَ النَّبِيذَ إِنَّمَا أَعْنِيكَ الْمُسْكِرَ فَقَالَ شِيعَتُنَا أَزْكَى وَ أَطْهَرُ مِنْ أَنْ يَجْرِيَ لِلشَّيْطَانِ فِي أَمْعَائِهِمْ رَسِيسٌ‏ وَ إِنْ فَعَلَ ذَلِكَ الْمَخْذُولُ مِنْهُمْ فَيَجِدُ رَبّاً رَءُوفاً وَ نَبِيّاً بِالاسْتِغْفَارِ لَهُ عَطُوفاً وَ وَلِيّاً لَهُ عِنْدَ الْحَوْضِ وَلُوفاً وَ تَكُونُ وَ أَصْحَابَكَ بَبَرَهُوتَ‏ مَلْهُوفاً؛ التمحیص/ص40)

چرا ولایت ارزشمندترین امر دین است؟/ چون پذیرش ولایت، ریشه هوای نفس انسان را می‌زند


اگر کسی ولایت داشته باشد، وعدۀ شفاعت به او داده‌اند. (قَوْلُهُ‏ لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً قَالَ إِلَّا مَنْ دَانَ اللَّهَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ‏ بَعْدِهِ‏ فَهُوَ الْعَهْدُ عِنْدَ اللَّه‏؛ کافی/1/431) و (رسولُ اللّه ِص: شَفاعَتي لاُِمَّتي مَن أحَبَّ أهلَ بَيتي؛كنزالعمّال/روایت ٣٩٠٥٧) منطق این مطلب را در بحث مبارزه با هوای نفس می‌توانید به دست بیاورید.

اگر اصل تولید ارزش افزوده در مخالفت با دوست‌داشتنی‌ها است، چرا ولایت ارزشمندترین امر دین است، به حدّی که فرموده‌اند: «لَمْ يُنَادَ بِشَيْ‏ءٍ كَمَا نُودِيَ‏ بِالْوَلَايَة» (امام محمد باقر(ع): بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَايَةِ وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْ‏ءٍ كَمَا نُودِيَ‏ بِالْوَلَايَة؛ کافی/2/18) چون ولایت، سرِ هواپرستی انسان را از بدنش جدا می‌کند و ریشه هوای نفس را می‌زند. چون ولایت می‌گوید اختیارت را به من بده؛ من صاحب اختیار تو می‌شوم. یعنی تو می‌شوی عبد و ولایت می‌شود مولا.

خیلی‌ها می‌پرسند حالا اگر ولایت اختیار ما را در دست بگیرد، مگر چه کار می‌خواهد بکند؟! مثلاً می‌خواهد دستور به نماز بدهد، ولی من خودم نماز می‌خوانم. می‌خواهد بگوید گناه نکن؛ بسیار خُب، گناه نمی‌کنم ولی اختیارم را نمی‌دهم! در حالی که اصلاً ولایت همین اختیار تو را می‌خواهد و دادن اختیار سخت است. به عنوان مثال اگر کسی بخواهد از خانۀ شما استفاده کند، در اختیار او قرار می‌دهید تا مثلاً روضه یا مراسم دیگری در آن برگزار کند ولی سند آن را به نام فرد تقاضاکننده‌ نمی‌زنید. این فرق اطاعت و ولایت است. کسی که ولایت را می‌پذیرد، خودش را وقف کرده است و اختیار خود را به طور کامل به «ولی» داده است.

( ادامه مطلب )






برچسب‌ها: <-TagName->
+ نوشته شده توسط سیدمصطفی جعفری در جمعه, اسفند 16, 1392 و ساعت 10:00 بعدازظهر | نظرات(0)
آیت‌الله موحدی کرمانی در خطبه‌های نماز جمعه تهران:
امام جمعه موقت تهران با بیان اینکه گاهی دشمن در فضای پیشنهاد آشتی و دوستی نزدیک می‌شود اما هدفش گول زدن است، گفت: خدا کند شیطان بزرگ موفق نشود سر هیات ایرانی کلاه بگذارد.
به گزارش خبرنگار سیاسی باشگاه خبرنگاران آیت‌الله محمدعلی موحدی کرمانی امام جمعه موقت تهران در خطبه اول نماز عبادی- سیاسی این هفته تهران گفت: تقوا است که فضا را برای انسان روشن می‌کند و دام‌های شیطان را می‌فهمد و خدا را به یاد انسان می‌آورد، همچنین بهترین عامل برای حفظ از خطرات شیطان و نفس اماره است.

خطیب موقت نماز جمعه تهران تصریح کرد: سخن امروز من مقایسه میان افرادی است که با خدا مرتبط هستند و انسان‌هایی که از خدا قطع کرده‌اند.

آیت‌الله موحدی کرمانی ادامه داد: انسانی که با خدا مرتبط است از نظر تفکر، انتخاب خط مشی و انتخاب زندگی در آرامش کامل است و همچنین اطمینان دارد راهی را که پیش گرفته راه سعادت و خوشبختی است چرا که می‌گوید این راه را خالقی که صلاح من را می‌داند در جلوی من قرار داده است.

وی اظهار داشت: در مقابل مکتب‌های انحرافی کوچکترین پذیرشی برای این انسان نیست و هر مکتب انحرافی را با تمام قدرت رد می‌کند و مومن است که آن مکتب را به شقاوت و بدبختی می‌کشاند و تنها مکتبی که او را به سعادت نائل می‌کند، مکتب الهی است.

خطیب نماز جمعه این هفته تهران ادامه داد: این آرامش را تنها انسانی دارد که با خدا است، اما در عین حال کسی که با خدا قطع ارتباط کرده، پیوسته در حال تردید و اضطراب است، مخصوصا در موارد فتنه که کاملا این مسئله را نشان می‌دهد.

آیت‌الله موحدی کرمانی با اشاره به بیانات معصومین درباره فتنه گفت: فتنه در بیانات معصومین عبارت است از جایی که حق و باطل یکی می‌شود، فتنه‌گر تمام سخنش باطل نیست که اگر چنین باشد کسی گول نمی‌خورد، کما اینکه تمامی سخنانش هم حق نیست، فتنه‌گر اهل حق نیست، آنچه که باعث موفقیت فتنه‌گر در گمراهی انسان‌ها می‌شود ترکیب سخنان حق و باطل با یکدیگر است.

وی افزود: اینجاست که خیلی از انسان‌ها گمراه می‌شوند و می‌گویند این آدم حرف‌های حسابی دارد پس چرا از او تبعیت نکنیم لذا این جریان را با خط انحرافی ضمیمه می‌کند و انسان‌ها را گول می‌زند اما کسی که با خداست ابدا گمراه نمی‌شود.

خطیب موقت نماز جمعه تهران بیان داشت: در مواقع فتنه انسانی که با خداست گمراه، دچار تردید و اضطراب نمی‌شود و قاطع ایستاده است. انسانی که با خداست چون نظام عالم را صنع خدا می‌داند، همه چیز را زیبا می‌بیند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران آیت‌الله موحدی کرمانی در خطبه دوم نماز عبادی- سیاسی جمعه این هفته تهران تصریح کرد: اگر کسی متقی باشد تمام سختی‌ها برای او آسان می‌شود، بن‌بست برای متقی وجود ندارد با تقوا راه را باز می‌کند و به اهدافی که مورد عنایت خداست می‌رسد.

وی افزود: من به شما عزیزان تبریک می‌گویم بحمدالله شما تقوا دارید و آنرا اعمال کردید، با تقوا و اعمال تقوا شاه را از این کشور بیرون راندید، انقلاب را به پیروزی رساندید، صدام را به زانو درآوردید و انشاءالله با همین سرمایه به خواست خدا نقشه‌های دشمن و استکبار را خنثی خواهید کرد.

خطیب موقت نماز جمعه تهران اظهار داشت: انشاءالله هیات ایرانی مذاکره‌کننده با 1+5 با همین سرمایه تقوا می‌تواند مشکلات را آسان کند، مشکلات اقتصادی را نیز دولت ما با حمایت مردم ما، با اعمال اقتصاد مقاومتی حل خواهد کرد. 

آیت‌الله موحدی کرمانی افزود: مناسبت‌های زیادی داریم؛ که اولین مناسبت ولادت زینب کبری (س) است. این شیرزن کربلا که در آن بلیه‌های سخت و سنگین موفق شد بینی دشمن را به خاک بمالد و خون مقدس برادر عزیز و یارانش را به ثمر برساند مجالی آن نیست که راجع به شخصیت حضرت زینب وارد بحث شوم، به همین مقدار اکتفا می‌کنم.

وی تصریح کرد:‌ روز پرستار است، این هم روز بزرگی است، من اولا به پرستاران تبریک می‌گویم که این خدمت بزرگ به آنها محول شده، به سراغ بیمار رفتن، از او دلجویی کردن و با گرمی احوالش را پرسیدن خدمت کمی نیست و این عبادت عظیمی است.

خطیب موقت نماز جمعه تهران اظهار داشت: در روایتی حضرت رسول(ص) به امیرالمومنین(ع) می‌فرماید که جبرئیل آرزو دارد اگر انسان بود 7 عمل را انجام می‌داد که یکی از آن 7 عمل عیادت مریض و دلجویی از است. 

آیت‌الله موحدی کرمانی ادامه داد: پرستاران می‌توانند با این عیادت بزرگ به مقامات عالیه برسند، با سعه صدر، نرمی با محبت و صمیمیت با بیماران برخورد کنند و نیازهای آنان را مرتفع سازند.

وی افزود: سالروز تاسیس کمیته امداد امام خمینی(ره) به فرمان ایشان را داریم که این هم توفیق عظیمی است، کمیته امداد قبل از پیروزی به سراغ خانواده‌های زندانیان می‌رفت، آنها که در مبارزه به زندان رفته بودند، به سراغ خانواده‌های آنها می‌رفت و آنها را اداره می‌کرد، بعد از پیروزی انقلاب نیز هم توانست به سراغ مستمندان، فقرا و بیچارگان برود و به امر آنان رسیدگی کنند.

خطیب موقت نماز جمعه تهران اظهار داشت:‌در این ایام یعنی دیروز مراسم درختکاری را داشتیم، امیرالمومنین می‌فرماید که "اگر قیامت برپا شد و یکی از شما نهالی در دست داشتید که تصمیم داشتید آن نهال را غرس کنید، اگر فرصت دارید آنرا غرس کنید"، این اهمیت درختکاری را می‌رساند.

آیت‌الله موحدی کرمانی ادامه داد: حضرت علی(ع) در بیان دیگری می‌فرمایند که آن کسی که آب دارد، خاک دارد در عین حال فقیر است، این آدم از رحمت خدا دور است چرا از آب و خاک استفاده نمی‌کند، چرا به کشاورزی و درختکاری نمی‌رسد. امیرالمومنین(ع) کیسه‌ای مملو از هسته خرما به دوش داشت، یکی گفت یا علی(ع) آن چیست؟ فرمود؛‌ به خواست خدا هزاران درخت خرما.

وی اظهار داشت:‌ این درخت‌ها به ما حیات و سلامتی می‌دهند، به ما تنفس آزاد میدهند، کربن می‌گیرند، اکسیژن پس می‌دهند، خدمت شایانی به هوای سالم می‌کنند، خدمت به آب و خاک می‌کنند، انشاءالله مسئولین در این زمینه جلو قطع درختان در جنگل‌ها و غیرجنگل‌ها را بگیرند.

خطیب موقت نماز جمعه تهران در ادامه به برگزاری پانزدهمین اجلاس خبرگان رهبری اشاره کرده و افزود: اجلاس خبرگان را داشتیم، اعضای خبرگان خدمت مقام معظم رهبری شرفیاب شدند، بیانات ارزنده‌ای ایراد فرمودند که من به بعضی از آنها اشاره می‌کنم.

آیت‌الله موحدی کرمانی ادامه داد:‌ کید و مکرهای دشمن را باید شناخت، گول لبخندهای او را نباید خورد و باید دقت کرد، مرز بین ما و دشمن را سوره کافرون مشخص می‌کند، مخصوصا هیات ایرانی مذاکره‌کننده به این نکته‌ها قطعا توجه دارند، دشمنی امریکا را خوب می‌شناسند، به دشمنی آنها آگاهند.

خطیب موقت نماز جمعه تهران اظهار داشت: امیرالمومنین(ع) می‌فرماید که اگر دشمن تو در بحبوحه جنگ صلح کرد بپذیر، اگر در این صلح رضای خدا باشد که خود این جمله تمام مطلب را دارد، صلاحی باشد که رضای خدا در آن صلح است. اما بعدا می‌فرماید اگر صلح کردی مراقب باش، با تمام وجود بپرهیز از این دشمنی که می‌خواهد با تو آشتی کند، مگر می‌شود دشمن آشتی کند. 

آیت‌الله موحدی کرمانی افزود: گاهی می‌شود دشمن یک گام به سوی تو بر می‌دارد و اظهار می‌کند می‌خواهد به تو نزدیک شود اما هدفش نزدیک شدن نیست، هدفش گول زدن است، می‌خواهد تو را گول بزند و در فضای پیشنهاد آشتی و دوستی به تو آسیب وارد کند. 

وی تاکید کرد: خیلی محتاطانه باید موضع بگیریم، در مقابل دشمن، دقت کن، مراقب باش، دشمن، دشمن است. بالاخره امریکا شیطان بزرگ است، مسئله شناخت دشمن از بدو خلقت آدم مطرح شده است.

خطیب موقت نماز جمعه تهران اظهار داشت:‌خدا آدم و حوا را خلق کرد و فرمود مراقب باشید ابلیس دشمن شماست گول چهره دلسوزانه و سخن او را نخورید اگر گول بخورید از بهشت بیرون می‌روید، اما متاسفانه شیطان آمد و گفت من دلسوز شما هستم، قسم خورد به عزت خدای متعال که دلسوز شما هستم اگر از این میوه بخورید یا فرشته می‌شوید یا خالق جاودان در بهشت خواهید ماند، بالاخره شیطان کلاه سر آدم و حوا گذاشت.

موحدی کرمانی تاکید کرد: خدا کند انشاءالله شیطان بزرگ موفق نگردد سر هیات ایرانی کلاه بگذارد، رهبر معظم انقلاب فرمودند من به این مذاکرات خوش‌بین نیستم، آمریکایی‌ها قابل اعتماد نیستند، آمریکایی‌ها عهدشکن هستند، عجیب است خانم شرمن هنوز که چیزی نشده می‌گوید در مورد این توافقات تمام اعضای 1+5 حق وتو دارند، حرف از این رسواتر، زشت‌تر، قبیح‌تر می‌تواند فرض شود؟ خانم داریم مذاکره می‌کنیم که به توافقی برسیم، در مذاکره می‌گویی هر چه توافق شد زیر آن می‌زنم؟ اعضای 1+5 حق وتو دارند؟ اینها اینطور عناصری هستند، خداوند انشاءالله هیات ایرانی را یاری و کمک کند؛ مراحل سختی را باید بگذارند، خداوند اجرشان دهد، خداوند بصیرتی را که در مورد شناخت دشمن دارند را مضاعف کند. 

وی افزود: ما توان و ظرفیت فراوانی داریم، امید به بیرون را قطع کنید چرا که استعدادها و توان‌های مادی وجود دارد که بالاتر از آنها نیز توان‌های معنوی قرار دارد، همچنین ما ملتی ولایی داریم که گوش به فرمان رهبری هستند و همین تمسک به ولایت رمز موفقیت در گذشته، حال و آینده خواهد بود که ملت ایران در 22 بهمن این وفاداری را نشان دادند.

آیت‌الله موحدی کرمانی اظهار داشت: نسل جوان، نسلی متدین، انقلابی هستند که حتی قوی‌تر از نسل جوان صدر انقلاب هستند؛ در شرایطی که برنامه‌های زشت ماهواره و اینترنت در جلوی چشم آنها است، این نسل مقاوم، وفادار، متدین و انقلابی هستند.

خطیب موقت نماز جمعه تهران تاکید کرد: اگر دشمن گزینه نظامی را روی میز دارد، اولا بداند خود این گزینه نظامی دلیل بر ضعف است که برای اینکه در جلسه سخن و حرف، حرف حسابی ندارد که غالب شود متوسل به این گزینه می‌شود، همچنین برای گریز از سقوط متوسل به زور شده، اما ایران برای غلبه بر دشمن گزینه‌های فراوانی از جمله مقاومت،‌ ایمان و وفاداری به رهبری دارد که این سرمایه‌های معنوی از هر بمب اتمی قدرت‌اش بیشتر است.

وی ادامه داد: مسئله‌ای که شدیدا خبرگان و مقام معظم رهبری را نگران کرده، فرهنگ دینی است؛ مسئولین فرهنگی باید گوششان را تیز کنند چرا که مسئولیت آنها، مسئولیتی خطیر است، مواظب باشید که دشمن فرهنگ خطرناک خود را در کشور اسلامی وارد نکند.

آیت‌الله موحدی کرمانی افزود: از همه مسئولین فرهنگی بویژه وزیر ارشاد می‌خواهیم که بر این امور اهتمام جدی‌تری داشته باشد و خدای ناکرده گرفتار سهل‌انگاری در برنامه‌های فرهنگی نشود.

خطیب موقت نماز جمعه تهران اضافه کرد: به فیلم‌ها و محتوای کتب توجه بیشتری شود.

آیت‌الله موحدی کرمانی در خصوص مراسم چهارشنبه آخرسال نیز گفت: مراسم زشت چهارشنبه سوری را در پیش رو داریم. آتش افروزی و ترقه بازی زشت است. خانواده‌ها باید بچه‌هایشان را نصیحت کنند و بگویند که آیا همانگونه که تو چشم شخصی را کور می‌کنی راضی می‌شوی که چشم تورا کور کنند؟ مردم را توجیح کنید و انشاالله جلسات آلوده به گناه و اختلاط محرم و نامحرم مجهز به پخش موسیقی‌های مبتذل نشود.

وی در پایان با اشاره به فرا رسیدن سال جدید خاطرنشان کرد: از مردم می‌خواهیم تا شادی عید خود را با محرومین و فقرا تقسیم کنند.

انتهای پیام/

( ادامه مطلب )






برچسب‌ها: <-TagName->
+ نوشته شده توسط سیدمصطفی جعفری در چهارشنبه, اسفند 7, 1392 و ساعت 10:14 بعدازظهر | نظرات(0)

چرا انسان ظالم شبیه مظلوم است؟ /چون به قصدی ظلم می‌کند که به آن نمی‌رسد

انسان وقتی ظالم است شبیه به مظلوم است. به تعبیر دیگر، انسان موجود ظالمی است که در عین ظالم بودن، مظلوم است. انسان وقتی به خودش ظلم می‌کند، از یک زاویۀ دیگر، می‌شود گفت که مظلوم و ستمدیده است. چرا انسان ظالم شبیه مظلوم است؟ چون او به یک قصدی ظلم می‌کند و معصیت انجام می‌دهد که به آن قصد نمی‌رسد. امام حسین(ع) می‌فرماید: «هر کس بخواهد از راه گناه به مقصدى برسد، دیرتر به آرزویش خواهد رسید و زودتر به خطر می‌افتد؛ مَنْ حَاوَلَ أَمْراً بِمَعْصِیَةِ اللَّهِ کَانَ‏ أَفْوَتَ‏ لِمَا یَرْجُو وَ أَسْرَعَ لِمَجِی‏ءِ مَا یَحْذَرُ» (کافی/2/373) کسی که ظلم می‌کند در واقع اشتباه کرده و وقتی گناه می‌کند نتیجه‌ای که می‌خواهد را از گناهش به دست نمی‌آورد، لذا به تعبیری می‌شود گفت دچار سوء تفاهم است. از این بابت قابل ترحم و دلسوزی است.
وقتی انسام ظلم، جنایت و گناهی انجام می‌دهد، خودش به تعبیری مظلوم است. البته این چیزی از جرم گنهکار و ظلم جنایتکار کم نمی‌کند، ولی خوب است لااقل هرکس گاهی اوقات از این زاویه هم به خودش نگاه کند؛ یعنی دربارۀ خودمان این تصور را داشته باشیم که آن وقت‌هایی که به زعم خودمان با زرنگی منفعت ناسالمی را نصیب خودمان می‌کنیم، در واقع داریم سر خودمان را کلاه می‌گذاریم. کسی که گناه می‌کند در حقیقت دارد خودش را از لذت بیشتر، محروم می‌کند و به خودش ظلم می‌کند. آدم باید دلش برای خودش بسوزد. در مضامین ادعیه هست که از نفس خودمان پیش خدا شکایت می‌کنیم. در دعای دوم از مناجات‌های معروف به «خمس عشر»، امام سجاد(ع) می‌فرماید: «خدایا به تو شکایت می‌کنم از نفسی که مدام من را به بدی امر می‌کند و... ؛ إِلَهِی إِلَیْکَ أَشْکُو نَفْساً بِالسُّوءِ أَمَّارَةً وَ إِلَى الْخَطِیئَةِ مُبَادِرَةً وَ بِمَعَاصِیکَ مُولَعَةً...»(مفاتیح الجنان) در دعای کمیل هم که حضرت امیر(ع) به کمیل تعلیم کردند، می‌خوانیم: «من به خودم ظلم کردم؛ الهی ظَلَمْتُ‏ نَفْسِی‏ وَ تَجَرَّأْتُ بِجَهْلِی‏»(مفاتیح الجنان) اینجا بنده، مانند بچه‌ای که به خودش آسیب رسانده و دست و پای خودش را مجروح کرده است و می‌رود پیش مادرش و از خودش شکایت می‌کند، پیش خدا می‌رود و از خودش شکایت می‌کند.

فریب‌کاری ذاتی نفس انسان، یکی از عوامل پنهان کردن خواسته‌های بد پشت خواسته‌های خوب است


در بحث مبارزه با هوای نفس پنهان باید در نظر بگیریم که یکی از عوامل پنهان شدن خواسته‌های بد و هوس‌های ما پشت سر خواسته‌های دیگرِ ما-که ممکن است به ظاهر خواسته‌های خوبی باشند- این زرنگ‌بازی و فریب‌کاری نفس، در ذات انسان وجود دارد. آدم ذاتاً موجودی است که می‌خواهد زرنگی کند و اگر نفس خودش را رها کند، دوست دارد سر همه را کلاه بگذارد، حتی سر خودش را هم کلاه می‌گذارد، و این به خاطر نفس مکّار اوست. به جز اولیاء خدا، همه یک بهره‌ای از این زرنگ‌بازی را دارند. این زرنگ‌بازی باعث می‌شود انسان بدی‌های خود را مخفی کند.
انسان چون دوست دارد پیش خودش و دیگران، به عنوان یک آدم خوب شناخته شود، بدی‌های خودش را ندیده می‌گیرد و پنهان می‌کند یا اینکه بدی‌های خود را انکار می‌کند و آنها را به صورت‌های مختلف توجیه می‌کند. حتی بدی‌های خود از چشم خودش هم پنهان می‌کند. اگر انسان بدی‌هایش را از خودش هم پنهان کند، می‌شود «متکبر» و اگر بدی‌های خود را پیش دیگران پنهان کند می‌شود «ریاکار».

انکار کردن عیوب و بدی‌های نفس، زرنگی نیست/ زرنگی این است که عیوب نفس خودمان را درِ خانۀ خدا اقرار کنیم


این زرنگ‌بازی‌های که آدم‌ دارد، به او لطمه می‌زند و او را عقب نگه می‌دارد. فرض کنید یک پمپ بنزینی باشد که به خاطر پاکیزگی هوای شهر، هر خودرویی که در حال بنزین زدن است، در همان‌جا معاینه فنی (تست تنظیم موتور) را هم به صورت رایگان انجام دهد و اگر ایرادی داشت یک کارتی به راننده بدهد تا هر موقع خواست به تعمیرگاه ویژه مراجعه کند و به صورت رایگان خودروی خود را تعمیر کند. اگر کسی از این شرایط استفاده نکند و با اینکه خودروی او ایراد فنی دارد، آن ایراد را انکار کند و بعد فکر کند که زرنگ‌بازی کرده است، آیا سر خودش را کلاه نگذاشته است؟ چون او دارد به خودش ضرر می‌رساند.
انکار کردن عیوب نفس زرنگی نیست، زرنگی این است که برویم به درگاه خداوند و عیوب نفس خودمان را اقرار کنیم و از خداوند بخواهیم این عیوب را درمان کند. کسی که درِ خانۀ خداوند، به گناهان و بدی‌های خودش اعتراف نمی‌کند، در واقع دارد بدی‌های خودش را از خودش هم پنهان می‌کند. انسان گاهی اوقات زرنگ‌بازی در می‌آورد یا برای اینکه به نتیجۀ خوب بودن‌هایش برسد عجله می‌کند و یا از روی غرور و تکبر، عیوب و بدی‌های خود را پنهان می‌کند و نمی‌گذارد موتور وجودش تعمیر شود. این انسان واقعاً بیچاره و مصیبت‌زده است و باید به حال این انسان گریه کرد. امام سجاد(ع) در دعای ابوحمزه علت گریه خود را همین مساله بیان می‌فرماید: چرا گریه نکنم؟ گریه می‌کنم به خاطر اینکه من وضعی برای خودم درست کرده‌ام که اگر در این وضع از دنیا بروم چه کار کنم... (فَمَنْ یَکُونُ أَسْوَءَ حَالًا مِنِّی إِنْ أَنَا نُقِلْتُ عَلَى مِثْلِ حَالِی إِلَى قَبْرِی لَمْ أُمَهِّدْهُ لِرَقْدَتِی وَ لَمْ أَفْرُشْهُ بِالْعَمَلِ الصَّالِحِ لِضَجْعَتِی وَ مَا لِی‏ لَا أَبْکِی‏ وَ مَا أَدْرِی إِلَى مَا یَکُونُ مَصِیرِی وَ أَرَى نَفْسِی تُخَادِعُنِی‏؛ مصباح‌ المتهجد/2/591)
آدم برای کسی که مظلوم است گریه می‌کند و یکی از کسانی که باید برایش گریه کرد، خودش است، یعنی باید به حال خودش گریه کند. بعضی‌ها در مناجات‌ها و توبه‌های خودشان اصرار دارند خدا را راضی کنند ولی به حال خودشان گریه نمی‌کنند. البته همین هم خوب است ولی خداوند آن وقتی بنده‌اش را بیشتر تحویل می‌گیرد که بنشیند و به حال خودش گریه کند و اعتراف کند که خودش را ضایع و تباه کرده است. در مناجات شعبانیه می‌خوانیم: «خدایا من عمر خودم را در بی توجهی نسبت به تو فنا کردم و ایام جوانی خود را در دوری از تو سپری کردم؛ وَ قَدْ افْنَیْتُ‏ عُمْرِی‏ فِی شَرَهِ‏ السَّهْوِ عَنْکَ وَ أَبلَیْتُ شَبابِی‏ فِی سَکْرَةِ التَّباعُدِ مِنْک‏»(اقبال الاعمال/2/686)

اگر اهل اعتراف به بدی‌های خود نباشیم، کم‌کم بدی‌های ما از دید خودمان هم پنهان می‌شود


آدم اگر اهل اعتراف کردن به بدی‌های خودش باشد کم‌کم عیب‌های خودش را می‌بیند، اما اگر اهل اعتراف کردن به بدی‌های خودش نباشد یک فرآیندی اتفاق می‌افتد که باعث می‌شود کم‌کم خودش از خودش هم پنهان شود و خودش را فقط آن‌طوری که تمایل دارد می‌بیند نه آن‌طوری که هست؛ یعنی حقیقت خودش را نمی‌بیند و به عیوب خودش نگاه نمی‌کند.
اگر انسان عیب‌های خودش را ببیند بنا نیست خودش به تنهایی آنها را برطرف کند بلکه این خداوند است که در صورت جدیت انسان، عیوب او را برطرف می‌کند. کافی است که انسان نفس خودش را مذمت کند و به عیوب خودش اعتراف کرده و مدام استغفار و تمنا و توسل کند و در کنار اینها یک‌مقدار هم مراقبت از نفس داشته باشد. بقیه کارها را خدا درست می‌کند.

آن چیزی که مراقبت از نفس را برای ما سخت می‌کند، انکار کردن بدی‌ها و عیوب نفس توسط خودمان است/ کسی که می‌خواهد خودش را بشناسد باید با خودش رو راست باشد و چیزی را از خودش پنهان نکند


فکر نکنید که مراقبت کردن از نفس در برابر بدی‌ها کار بسیار پیچیده‌ و سختی است. کافی است یک چیزهایی را رعایت کنیم؛ شبیه رعایت کردن مقررات راهنمایی رانندگی. اصلاً خداوند از ما کار پیچیده نمی‌خواهد و در قرآن کریم می‌فرماید: «خدا براى شما آسانى و سهولت را خواسته و دشوارى نخواسته است؛ یُریدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لا یُریدُ بِکُمُ الْعُسْرَ»(بقره/185) آن چیزی که مراقبت از نفس را برای ما سخت می‌کند، انکار کردن بدی‌ها و عیوب نفس توسط خودمان است. لذا پیامبر اکرم(ص) فرمود: «بیشترین چیزی که بر امت خودم می‌ترسم شهوت پنهان و .. است؛ إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِی مِنْ بَعْدِی هَذِهِ الْمَکَاسِبُ الْحَرَامُ وَ الشَّهْوَةُ الْخَفِیَّةِ وَ الرِّبَا»(کافی/5/124)
لااقل چیزی را از خودمان و خدای خودمان پنهان نکنیم، اگر خواسته‌های بدی هم داریم آن بدی‌ها را به درگاه خدا اعتراف کنیم و اقرار کنیم که ما این چیزهای بد را می‌خواهیم، شاید خداوند دستی روی سر و دلمان کشید و تغییر و تحولی در ما ایجاد کرد و وضعمان درست شد. اگر می‌خواهیم به خودشناسی یا معرفت نفس برسیم، نباید بدی‌های خودمان را از خودمان پنهان کنیم. امام صادق(ع) می‌فرماید: «اینکه پیامبر اکرم(ص) فرمودند طلب علم بر هر مسلمانی واجب است، منظورشان علم معرفت نفس است؛ الْعِلْمُ أَصْلُ کُلِّ حَالٍ سَنِیٍّ وَ مُنْتَهَى کُلِّ مَنْزِلَةٍ رَفِیعَةٍ وَ لِذَلِکَ قَالَ النَّبِیُّ ص طَلَبُ‏ الْعِلْمِ‏ فَرِیضَةٌ عَلَى‏ کُلِ‏ مُسْلِمٍ‏ وَ مُسْلِمَةٍ أَیْ عِلْمِ التَّقْوَى وَ الْیَقِینِ وَ قَالَ عَلِیٌّ ع اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّینِ وَ هُوَ عِلْمُ مَعْرِفَةِ النَّفْسِ‏»(مصباح الشریعه/ص13) یعنی خودشناسی واجب است و کسی که می‌خواهد خودش را بشناسد باید با خودش رو راست باشد و چیزی را از خودش پنهان نکند؛ یعنی عیوب و بدی‌های خود را انکار نکند و از خودش پنهان نکند.

بعضی‌ها شهوت پنهان خود را پشت مسلمانی کردن‌شان مخفی می‌کنند/ امان از آدم‌های مذهبی‌ای که هوای نفس پنهان دارند و اهل گریه و توبه نیستند


یکی از گیرهای اساسی و مهمی که بسیاری از ما داریم «هوای نفس پنهان» یا «شهوت پنهان» است. اینکه کسی شهوت پنهان خود را پشت سر مسلمانی کردن خودش مخفی کند، خیلی بد و خطرناک است. امان از انسان‌های متدینی که خودشان را نساخته‌اند و هوای نفس پنهان دارند و بدی‌های خود را انکار کرده یا توجیه می‌کنند. چون اینها عیوب پنهان خود را با آب دعا و توبه شستشو نمی‌دهند و اهل گریه و توبه و اعتراف به گناه نیستند. اگر انسان این اعتراف به بدی‌ها را پیش خودش انجام ندهد، کم‌کم بدی‌هایش روی هم تل‌انبار می‌شود و تبدیل به بیماری‌های لاعلاج روحی می‌شود. حالا اگر این شخص، در مجموعۀ بچه‌مذهبی‌ها باشد، همۀ این بدی‌ها و عیوب تل‌انبارشدۀ خود را با پوشش دینی، توجیه خواهد کرد و این خیلی خطرناک است.
یکی از دلایل ضعف جامعۀ اسلامی و گروه مسلمانان همین است که بعضی‌ها فقط از نظر عقیدتی مؤمن بشوند و از نظر هویت دینی جزء گروه مسلمانان و گروه اهلبیتی‌ها محسوب شوند و اهل نماز و قرآن هم بشوند، اما به همین اکتفا کنند و دیگر هیچ زحمتی برای خودسازی و مبارزه با نفس نکشند. خدا اینها را ضعیف می‌کند. آن وقت همین‌ها می‌نشینند و می‌گویند: «ما مسلمان‌ها ضعیف هستیم و کفار مدام دارند به ما ظلم می‌کنند»! در حالی که خود اینها اصلاً روی خودشان کار نکرده‌اند و قوی نشده‌اند که بتوانند جلوی این ظلم‌ها را بگیرند؛ فقط آمده‌اند عضو گروه مؤمنان و مسلمان‌ها شده‌اند. باطل که توان ضربه زدن به مؤمنین را ندارد، باطل کجا و ضربه به مؤمنین کجا؟ در حقیقت این ضربه‌ها کار خود خداست که به وسیلۀ یک یا چند گروه ضعیف باطل صورت می‌گیرد، به این دلیل که گروه مؤمنان حاضر نشده‌اند برای مبارزه با نفس خودشان زحمت بکشند و به همین که عضو گروه مؤمنان باشند، بسنده کرده‌اند؛ این ضربه‌ها برای بیدار کردن و هشیار کردن مؤمنان است.

شهوت پنهان برای امت اسلامی بسیار مهلک بوده و یکی از دلایل ریزش‌هاست


شهوت پنهان برای امت اسلامی بسیار مهلک و خطرناک است و یکی از دلایل ریزش‌ها نیز همین است. بعضی‌ها را می‌بینید که قبلاً آدم خوبی بوده‌اند اما بعداً سقوط می‌کنند، چون شهوت پنهان داشته‌اند. به عنوان مثال، زبیر با وجود سوابق خوبی که داشت اما به خاطر یک شهوت پنهان(حسادت پنهان) سقوط کرد. او در جریان یک مأموریتی که در زمان رسول خدا(ص) داشت یک حسادتی در قلبش نسبت به علی(ع) ایجاد شد و آن را پنهان کرد تا اینکه در اثر همان حسادت پنهان سقوط کرد. (موسوعۀ التاریخ الاسلامی، یوسفی غروی/ج4/ص620)
شهوت پنهان فقط منحصر به مسمانان نیست، غیرمسلمان‌ها و کافران هم می‌توانند شهوت پنهان داشته باشند. بعضی از کافران، کفر خود(عیوب خود) را پشت سر دلایل موجه و منطقی پنهان می‌کنند؛ و چنین کافرانی غالبا انسان‌های خیلی رذل و خبیث هم هستند. به عنوان مثال برخی از کافرانی که کفر خود را پشت سر دلایل موجه پنهان می‌کنند، می‌گویند: «ما به خاطر حقوق بشر با اسلام مخالفت می‌کنیم» در حالی که دروغ می‌گویند. اینها مشکل‌شان جای دیگری است، مثلاً پذیرش اسلام، دینداری، و عبادت برایشان سخت است یا اینکه نسبت به مؤمنین حسادت می‌کنند اما واقعیت را نمی‌گویند و در عوض سعی می‌کنند با بهانه‌تراشی و آوردن دلایل منطقی و فلسفی، اسلام را از چشم‌ها بیاندازند. اینها هم دارند پنهان‌کاری می‌کنند. اینها اسیر شهوات و هوای نفس خودشان هستند ولی صداقت ندارند و بدی‌های خود را توجیه می‌کنند.
امروزه در دانشگاه‌های غربی در حوزۀ علوم انسانی، تئوری‌های بسیاری طراحی شده است تا نظام سلطه و زندگی غلط در غرب را توجیه کنند؛ یعنی سعی می‌کنند آدم‌ها را توجیه کنند که برده شدن در مقابل نظام سلطه را بپذیرند. اینها هم از جلوه‌های عدم صداقت آنهاست. همین شهوات پنهانی وجود دارد که از درون آنها فمینیسم و بحث‌های حقوق بشری و برخی قوانین حقوقی در می‌آید.

مهمترین راه برای رهایی از شهوات پنهان اعتراف مکرر به آنها درِ خانۀ خداست/ ما نیاز به یک نوع صداقت عمیق داریم تا دچار شهوت پنهان نشویم


کسی که دچار شهوت پنهان است و می‌خواهد خودش را نجات دهد، باید با اعتراف مکرر به گناه و ضعف‌های و عیوب خودش به درگاه خداوند متعال، خودش را نجات دهد؛ این مهمترین راه برای رهایی از شهوات پنهان است.
علت شهوت پنهان، زرنگ‌بازی و فریب‌کاری نفس انسان است، به حدی که گاهی نمی‌خواهد پیش خداوند به این شهوات اعتراف پنهان کند و گاهی نمی‌خواهد پیش خودش به آنها اعتراف کند. این نکته خیلی مهم است که ما نیاز به یک نوع صداقت عمیق داریم تا دچار شهوت پنهان نشویم و الا انسان موجود توجیه‌گری است و می‌خواهد زرنگ‌بازی در بیاورد و سر خودش و دیگران را کلاه بگذارد و این اختصاص به افراد مذهبی هم ندارد، غیرمذهبی‌ها و کافران هم این‌گونه هستند. همه باید روی خودشان کار کنند تا بدی‌های پنهان نداشته باشند؛ البته نمی‌گوییم کسی نباید بدی داشته باشد، بلکه می‌گوییم کسی نباید بدی‌ پنهان داشته باشد، یعنی بدی‌های خود را پنهان نکند و انکار نکند و پیش خودش و در خانۀ خدا به آنها اقرار کند.

از کجا بفهمیم که شهوت پنهان داریم؟ / از روی آثار شهوات پنهان: عصبانی‌ شدن‌های بی‌خود یا بیش از حد،  منفی‌بافی،  غم و اندوه بی‌جا


حالا از کجا بفهمیم که شهوت پنهان داریم؟ از روی آثار شهوات پنهان خودمان می‌توانیم به وجود آنها در خودمان پی ببریم. مثلاً یکی از آثار بدی‌های پنهان، عصبانی‌ شدن‌های بی‌خود است. بعضی‌ها سر یک چیزهایی، زیادی عصبانی می‌شوند(بیش از حدّ عصبانی می‌شوند) مثلاً کسی یک کاری می‌کند که شما خیلی عصبانی می‌شوید و به‌هم می‌ریزید، در حالی که واقعاً آن کار نباید شما را این‌قدر عصبانی می‌کرد. در برخی از این مواقع باید بفهمید که ایراد شما از یک جای دیگری است. باید ببینید کدام شهوتِ برآورده نشدۀ شماست که باعث عصبانیت شما شده؛ خواستۀ پنهانی که نمی‌توانید به کسی بگویید و حتی پیش خودتان هم حاضر نیستید به آن اعتراف کنید ولی برآورده نشدن آن دوست‌داشتنی پنهان، شما را به شدت عصبانی و ناراحت کرده است.
یکی دیگر از آثار شهوات پنهان این است که آدم منفی‌باف می‌شود. مثلاً بعضی‌ها همه‌چیز را به اوضاع و احوال مملکت ربط می‌دهند و مدام منفی‌بافی می‌کنند. به عنوان مثال وقتی می‌بینند که یک کسی از چراغ قرمز رد شده، شروع به سیاهنمایی اوضاع مملکت می‌کنند و همۀ نظام را زیر سؤال می‌برند فقط به خاطر اینکه یک نفر از چراغ قرمز عبور کرده است!
برخی از منفی‌بافی‌ها ناشی از حسادت است. مثلاً اگر شما نسبت به کسی حسادت داشته باشید، عیوب او را بیشتر می‌بینید و اگر حسادت خود را پنهان کرده باشید، نمی‌توانید تشخیص دهید که این منفی‌بافی شما ناشی از حسادت است.
یکی دیگر از آثار شهوات پنهان غم و اندوه بی‌جا و بی‌مورد است. این غم و اندوه در اثر به دست نیاوردن و نرسیدن به دوست‌داشتنی‌هایی است که انسان حتی رویش نمی‌شود بگوید من این چیزها را دوست دارم. انسان در اثر نرسیدن به شهوات پنهان، گاهی دلش می‌گیرد و غصه می‌خورد ولی نمی‌داند مشکلش از کجاست. حتی ممکن است در اثر این غصه خوردن‌ها، کم‌کم افسرده بشود.
دقت کنید که: «گاهی اوقات» غضب بی‌جا یا عصبانیت شدید ناشی از شهوات پنهان است، نه همیشه. یعنی این خشم و غضب، دلایل دیگری نیز می‌تواند داشته باشد لذا می‌گوییم «گاهی اوقات». مثلاً ممکن است عصبانیت و غضب بی‌مورد، ناشی از عوامل جسمی و فیزیولوژیکی انسان، یا شرایط محیط زندگی  و یا خصوصیات ژنتیک باشد. مثلاً بعضی‌ها به صورت ژنتیکی آستانۀ تحمل‌شان پایین است. اگر این موارد را کنار بگذاریم، در اغلب موارد می‌توان گفت عصبانیت بی‌جا و بیش از حدّ، ناشی از شهوت پنهان است. اگر انسان شهوات پنهان خود را ببیند و برای خودش حل کند و بین خودش و خدای خودش در میان بگذارد، خیلی راحت‌تر می‌تواند با ناملایمات و بحران‌های مختلف روبرو شود.

شهوت پنهان یعنی نفس ما قانع نشده است که از خواسته‌های بدش دل بکَند


نفس انسان خواسته‌های متنوع و زیادی از او دارد و برای اینکه به همۀ خواسته‌هایش نرسیده است ناراحت است، لذا سعی می‌کند این ناراحتیِ خود را یک‌جور دیگری بروز بدهد. ما نباید بگذاریم که نفس‌مان ناراحتی‌های ناشی از ناکامی‌ در برآورده شدن خواسته‌هایش را یک‌جور دیگری(مثل عصبانیت‌ بی‌‌مورد، غم و اندوه بی‌جا و ...) بروز بدهد. باید نفس خود را قانع کنیم که به این خواسته‌هایش نخواهد رسید و باید از آنها دل بکَند. شهوت پنهان یعنی نفس ما قانع نشده است که از آن خواسته‌های بدش دل بکَند، لذا مدام دارد نقشه می‌کشد و تلاش می‌کند تا از یک ‌طریقی به آن خواسته‌های بد و پنهانش برسد. حالا دلی که این‌طور باشد، آیا به دنبال خدا خواهد رفت؟! این دل اصلاً جایی برای خدا ندارد.
اگر در ابتدای این بحث تأکید می‌کردیم که هر کسی باید فلسفۀ رنج کشیدن در این دنیا را برای خودش حل کند(لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی‏ کَبَد؛ بلد/4)، به خاطر این بود که پذیرش این مسأله موجب می‌شود جلوی شهوات پنهان ما گرفته شود. باید مدام به خودمان بگوییم که در این دنیا نمی‌شود به همۀ خواسته‌هایت برسی لذا بی‌خود روی خواسته‌هایت پافشاری نکن و درِ خانۀ خدا به خواسته‌های پنهانی نفس خودت اعتراف کن. اگر این مسأله را برای خودمان حل کنیم دیگر بر روی برخی از دوست‌داشتنی‌های خودمان اصرار نخواهیم داشت.
یک روایت بسیار جالب دربارۀ شهوت پنهان این است که رسول خدا(ص) می‌فرماید: «اگر کسی دوست داشته باشد فردا زندگی کند، یعنی دوست دارد همیشه زندگی کند؛ مَنْ کَانَ یَأْمُلُ أَنْ یَعِیشَ غَداً فَإِنَّهُ یَأْمُلُ أَنْ یَعِیشَ أَبَدا»(کنزالفوائد/1/62) اما اگر از چنین کسی بپرسید که آیا دوست داری همیشه زندگی کنی؟ او می‌گوید: نه! در صورتی که واقعاً این خواسته را دارد ولی آن را پنهان کرده است و حتی خودش هم نمی‌داند که این خواسته را دارد.

یکی از مهمترین عوامل پنهان شدن هوای نفس، اصرار به بدی و گناه است/ کسی که بدی خود را پنهان می‌کند یعنی اصرار بر نگه‌داشتن آن بدی دارد


یکی از مهمترین عوامل پنهان شدن هوای نفس و شهوات در وجود انسان، اصرار بر بدی و گناه است. اگر کسی اهل پنهان کردن بدی‌هایش نباشد یکی از لوازمش این است که بر آن بدی‌ها اصرار ندارد. استغفار و توبه، اصرار بر گناه را از بین می‌برد. کسی که بدی خود را پنهان می‌کند و آن را انکار می‌کند معنایش این است که اصرار بر نگه‌داشتن آن بدی دارد.
اگر روی برخی از دوست‌داشتنی‌های پنهان خودت زیادی اصرار داشته باشی، به یک شهوت پنهان یا هوای نفس پنهان تبدیل می‌شود که بقیه زندگی تو را به‌هم می‌ریزد و نمی‌توانی بفهمی که چرا زندگی‌ات به‌هم خورده است.
امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «بزرگترین گناهان نزد خداوند گناهی است که صاحبش روی آن اصرار داشته باشد؛ أَعْظَمُ‏ الذُّنُوبِ‏ عِنْدَ اللَّهِ‏ ذَنْبٌ أَصَرَّ عَلَیْهِ عَامِلُه»(غررالحکم/201) متاسفانه نگاه عموم مردم به بزرگ بودن گناه، این‌طوری نیست، یعنی گناه را به خاطر حجم جنایتش بزرگ می‌دانند ولی طبق فرمایش امیرالمؤمنین(ع) باید این نگاه تغییر پیدا کند.‏ اصرار نداشتن روی گناه به چیست؟ به این است که توبه و استغفار کنیم و به درگاه خدا اعتراف کنیم که «من این مشکل را دارم» و از خدا برای رفع آن کمک بگیریم. اگر به گناه خود اعتراف نکنیم و آن را پنهان کنیم معنایش این است که بر گناه خودمان اصرار داریم.
پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «چهار چیز در گناه هست که بدتر از خودِ گناه است؛ گناه را کوچک شمردن، به آن گناه افتخار کردن، همدیگر را به گناه بشارت دادن، اصرار داشتن به گناه؛ أَرْبَعَةٌ فِی‏ الذَّنْبِ‏ شَرٌّ مِنَ الذَّنْبِ الِاسْتِحْقَارُ وَ الِافْتِخَارُ وَ الِاسْتِبْشَارُ وَ الْإِصْرَار»(مستدرک‌الوسایل/11/349) این چهار مورد از خود گناه هم بدتر هستند.

امام باقر(ع): اصرار بر گناه این است که کسی گناه کند ولی استغفار نکند و پیش خودش هم نگوید که من باید توبه کنم


امام محمد باقر(ع) ضمن بیان این آیه شریفه که می‌فرماید «چه کسی جز خداوند گناهان را می‌بخشد؟ گناهان کسانی را می‌بخشد که اصرار بر گناه ندارند؛ وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا»(آل‌عمران/135) در تعریف اصرار می‌فرمایند: «اصرار این است که بنده، گناه کند ولی استغفار نکند و پیش خودش هم نگوید که من(اشتباه کرده‌ام و) باید توبه کنم؛ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع‏ فِی قَوْلِ اللَّهِ‏ وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ‏ قَالَ الْإِصْرَارُ أَنْ‏ یُذْنِبَ‏ الْعَبْدُ وَ لَا یَسْتَغْفِرَ وَ لَا یُحَدِّثَ نَفْسَهُ بِالتَّوْبَةِ فَذَلِکَ الْإِصْرَار»(تفسیر عیاشی/1/198) گاهی اوقات ما غیبت می‌کنیم ولی بعدش نمی‌گوییم که ما اشتباه کرده‌ایم و باید توبه کنیم، بلکه گناه خودمان را توجیه می‌کنیم و می‌گوییم: «آن کسی که غیبتش را کردم، حقش همین است، من کار درستی کردم...» همین می‌شود اصرار به گناه.
امام رضا(ع) می‌فرماید: «گناهان کوچک راهی به سوی گناهان بزرگ هستند، و کسی که در کم از خدا نترسد در زیاد هم از خدا نمی‌ترسد؛ الصَّغَائِرُ مِنَ‏ الذُّنُوبِ‏ طُرُقٌ إِلَى الْکَبَائِرِ وَ مَنْ لَمْ یَخَفِ اللَّهَ فِی الْقَلِیلِ لَمْ یَخَفْهُ‏ فِی الْکَثِیرِ»(عیون اخبار الرضا(ع)/2/180) کسی که در گناهان کوچک از خدا نترسد در گناهان بزرگ هم از خدا نخواهد ترسید و هر جنایتی از او برمی‌آید. اگر کسی نمی‌خواهد به این مرحله برسد، باید از گناهان کوچک خودش هم استغفار کند و نگذارد کارش به آن‌جاها برسد.

اصرار بر گناهان کوچک انسان را از ولایت اهل‌بیت(ع) خارج کرده و وارد پذیرش ولایت دشمنان اهل‌بیت(ع) می‌کند


امام زین العابدین(ع) می‌فرماید: «بترسید از گناهانی که کم (کوچک) هستند اما صاحبش بر آن گناه اصرار دارد، چون اصرار بر گناهان کوچک آدم را به خروج از ولایت اهل‌بیت(ع) می‌کشاند و وارد پذیرش ولایت دشمنان اهل‌بیت(ع) می‌کند؛ َ إِیَّاکُمْ وَ الذُّنُوبَ الَّتِی قَلَّ مَا أَصَرَّ عَلَیْهَا صَاحِبُهَا إِلَّا أَدَّاهُ إِلَى الْخِذْلَانِ- الْمُؤَدِّی إِلَى الْخُرُوجِ عَنْ وَلَایَةِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ الطَّیِّبِینَ مِنْ آلِهِمَا، وَ الدُّخُولِ فِی مُوَالاةِ أَعْدَائِهِمَا»(مستدرک الوسائل/12/101)
پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرماید: «هیچ چیزی از بدی را کم نشمارید حتی اگر در چشمان شما کوچک به نظر برسد... هیچ گناه کوچکی با اصرار، دیگر کوچک نیست؛ لَا تُحَقِّرُوا شَیْئاً مِنَ الشَّرِّ وَ إِنْ صَغُرَ فِی أَعْیُنِکُمْ ...وَ لَا صَغِیرَةَ مَعَ الْإِصْرَار»(من‌لایحضره الفقیه/4/18) تحقیر و کوچک‌شمردن گناه و اصرار بر گناه موجب می‌شود کم‌کم بدی‌های ما از چشم ما پنهان بشوند، لذا باید اینها را جلوی چشم خودمان بیاوریم و بین خود و خدای خود در میان بگذاریم و از آنها استغفار کنیم تا پاک بشویم.
امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «وقتی گناه را بزرگ شمردی در واقع خدا را بزرگ شمرده‌ای، و هر وقت گناه را کوچک شمردی در واقع خدا را کوچک شمرده‌ای، چون حق خداوند هم در گناه کوچک و هم در گناه بزرگ هست، و تو به این حق بی‌احترامی کرده‌ای، و هیچ گناه بزرگی نیست مگر اینکه آن گناه را بزرگ بشمری و خداوند آن را کوچک بشمرد (و راحت ببخشد) و هیچ گناه کوچکی نیست که تو آن را کوچک بشماری و خداوند متعال آن را بزرگ بشمارد؛ إِذَا عَظَّمْتَ‏ الذَّنْبَ‏ فَقَدْ عَظَّمْتَ اللَّهَ وَ إِذَا صَغَّرْتَهُ فَقَدْ صَغَّرْتَ اللَّهَ لِأَنَّ حَقَّهُ فِی الصَّغِیرِ وَ الْکَبِیرِ وَ مَا مِنْ ذَنْبٍ عَظِیمٍ عَظَّمْتَهُ إِلَّا صَغُرَ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى وَ لَا مِنْ صَغِیرٍ صَغَّرْتَهُ إِلَّا عَظُمَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏»(الجعفریات/237) وقتی گناه را بزرگ بشماری و آن را یک جنایت خیلی بزرگ بدانی این در واقع احترام تو نسبت به خداوند است.
وقتی انسان گناهی مرتکب شود ولی فکر کند کار چندان بدی نکرده است، این آغازی برای پنهان کردن عیوب و بدی‌هایش است. لذا وقتی به چنین کسانی گفته شود که باید توبه کنید، می‌گویند: از کدام گناه توبه کنم؟! مگر من گناهی مرتکب شده‌ام، مگر من عیبی دارم؟! اینها آدم‌های بیماری هستند که خودشان را سالم می‌دانند. باید سعی کنیم این روحیۀ بسیار بد را نداشته باشیم که عیوب خود را از خودمان پنهان کنیم، و همیشه نسبت به نفس خودمان گمان بد(سوء ظن نسبت به نفس) داشته باشیم.

( ادامه مطلب )






برچسب‌ها: <-TagName->
+ نوشته شده توسط سیدمصطفی جعفری در دوشنبه, اسفند 5, 1392 و ساعت 10:11 قبل‏ازظهر | نظرات(0)
دومین جلسه دادگاه محمد مرسی، رئیس جمهوری برکنارشده‌ مصر، روز یکشنبه برگزار شد این در حالیست که در بیانیه‌ای مضحک، دادستانی مصر مدعی شده که مرسی اسرار ملی مصر را به ایران تحویل ‌داده است!
به گزارش سرويس بين‌ الملل باشگاه خبرنگاران به نقل از دویچه وله، دادستانی مصر روز یکشنبه 4 اسفند محمد مرسی، رئیس جمهوری برکنارشده‌ مصر را به تحویل اسرار ملی مصر به  ایران متهم کرد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه دادستانی مصر بر این ادعا است که هدف مرسی از این اقدام "بی‌ثبات کردن مصر" بوده است.

در بیانیه دادستانی مصر همچنین گامی فراتر نهاده شده و ادعا شده است که مرسی و ۳۵ نفر از رهبران اخوان‌المسلمین به همراه قدرت‌های خارجی، حماس و ایران  قصد ناامنی وبی ثباتی مصر را داشته اند!

جلسات دادگاه علیه محمد مرسی و همراهان او هفته گذشته (۱۶ فوریه) آغاز شد و جلسه روز یکشنبه دومین جلسه دادگاه او بود. قرار است دوجلسه دیگر دادگاه به اتهامات دادستان علیه مرسی اختصاص یابد.

دادستانی مصر پیش از این در کیفرخواست خود طرح اخوان‌المسلمین را شامل اعزام "عناصری" به نوار غزه اعلام کرده بود. دادستانی مصر در ادامه ادعا کرده بود که این افراد قرار بوده به مصر بازگردند و برای انجام عملیات تروریستی به شبه‌نظامیان در سینا بپیوندند.

در کیفرخواست دادستانی مصر همچنین ادعا است که اسناد محرمانه مصر به کشوری خارجی تحویل داده شده و گزارش‌های امنیتی نیز در اختیار ایران قرار گرفته‌اند. در کیفرخواست دادستانی مصر نام این کشور خارجی اعلام نشده است.

"محمد بدیع"، رهبر اخون‌المسلمین و خیرت الشاطر، معاون او و شماری دیگر از فعالان اخوان متهم به دست داشتن در فعالیت‌های تروریستی شده‌اند. اکثر رهبران اخوان‌المسلمین در زندان یا در تبعید به سر می‌برند.

اگر این اتهامات دادستان‌های مصر علیه محمد مرسی، رئیس جمهوری برکنارشده‌ی این کشور از طرف دادگاه پذیرفته شود، احتمال صدور حکم اعدام علیه او وجود دارد. این در حالی است که مرسی اعلام کرده که مشروعیت دادگاه را به رسمیت نمی‌شناسد.

محمد مرسی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۲ مصر با حمایت اکثریت، به پیروزی رسید. وی نخستین رئیس‌جمهور مصر است که در چارچوب یک انتخابات آزاد و دمکراتیک پیروز شد. وی در ژوئیه ۲۰۱۳ در پی اعتراضات جمعی از مخالفان‌ در کودتایی توسط ارتش مصر سرنگون و در یکی از مراکز نظامی زندانی شد.

محمد مرسی و دیگر سران دستگیر‌شده‌ اخوان‌المسلمین با چهار مورد اتهام روبه‌رو هستند: فرار از زندان در جریان ناآرامی‌های سال ۲۰۱۱، تحریک به قتل معترضان در تظاهرات مقابل کاخ ریاست جمهوری در آذرماه گذشته، توهین به مقامات قضایی مصر و همکاری با گروه‌های خارجی.

( ادامه مطلب )






برچسب‌ها: <-TagName->
+ نوشته شده توسط سیدمصطفی جعفری در پنجشنبه, اسفند 1, 1392 و ساعت 11:43 بعدازظهر | نظرات(0)

گزیده بيانات مقام معظم رهبری الامام خامنه ای (حفظه الله) پیرامون استقامت و استکبارستیزی در ديدار مردم آذربایجان۱۳۹۲/۱۱/۲۸

تسليم باج‌خواهى نميشويم

استقامت يعنى چه؟ يعنى ملّت ايران بر روى آرمانهاى انقلاب ايستادگى دارند. ما آرمانهاى ايجابى هم داشتيم، آرمانهاى سلبى هم داشتيم؛ آرمانهاى ايجابى ما عبارت بوده است از اينكه: ما دنبال عدالت اجتماعى هستيم؛ ما دنبال حضور مردمى در حوادث گوناگون كشور هستيم؛ ما دنبال اسلام هستيم؛ ما سعادت كشور را در عمل به تعاليم اسلامى ميدانيم؛ ما دنبال اقتصاد مستقل هستيم؛ دنبال فرهنگ غير وابسته‌ى به بيگانگان و فرهنگ اصيل اسلامى و ايرانى خودمان هستيم؛ ما دنبال پناه دادن به مظلوم و مقابله‌ى با ظالم هستيم؛ ما دنبال پيشرفت كشور هستيم؛ ما دنبال برجستگى علمى كشور هستيم؛ ميخواهيم كشورمان در علم، در اقتصاد، در فرهنگ، در امور اجتماعى، در اخلاق، در معنويّت، پيشرو و پيش‌قدم باشد؛ پيامهاى مثبت ايجابىِ انقلاب ما اينها است. يك پيامهاى سلبى هم انقلاب داشت؛ پيام سلبى انقلاب اين است كه: ما تسليم زورگويى نميشويم، تسليم باج‌خواهى نميشويم، تسليم نظام سلطه نميشويم.

يك عدّه سعى نكنند چهره‌ى آمريكا را بزك كنند؛ به‌عنوان يك دولت علاقه‌مند، انسانْ‌دوست معرّفى كنند؛

نظام سلطه يعنى اينكه چند قدرتِ دست يافته‌ى به توانايى مادّى و سلاح و پول و امثال اينها بخواهند بر دنيا حكومت كنند؛ مظهر نظام سلطه هم امروز آمريكا است. ملّت ايران در انقلاب گفت، در حوادث بعدى گفت، در جنگ تحميلى گفت، در اين بيست‌ودوّم بهمن گفت: ما تسليم زورگويى و باج‌خواهى آمريكا نخواهيم شد. يك عدّه سعى نكنند چهره‌ى آمريكا را بزك كنند، آرايش كنند، زشتى‌ها و وحشت‌آفرينى‌ها و خشونتها را از چهره‌ى آمريكا بزدايند در مقابل ملّت ما، به‌عنوان يك دولت علاقه‌مند، انسانْ‌دوست معرّفى كنند؛ اگر سعى هم بكنند، سعى‌شان بى‌فايده است. در طول تاريخِ اقلاًّ هفتاد هشتاد سال اخير - البتّه قبل هم خيلى حرفها در تاريخ آمريكا هست [كه] نميخواهيم حالا وارد آن حرفها بشويم - شما نگاه كنيد در دنيا، ببينيد آمريكا چه‌كار كرده؟ جنگهايى كه آمريكا به راه انداخته است، انسانهاى بى‌گناه و غيرنظامى‌اى كه در اين جنگها و در غير اين جنگها به خاك و خون كشانده است؛ ديكتاتورهايى كه در شرق و غرب دنيا مورد حمايت آمريكا قرار گرفته‌اند - يكى از آنها محمّدرضاى پهلوىِ ايران بود و ده‌ها نفر از قبيل او در كشورهاى آسيايى، در كشورهاى آفريقايى، در كشورهاى آمريكاى لاتين، از نظامى و غيرنظامى - و سالهاى متمادى به مردم خودشان ظلم كردند، خون مردم را به شيشه كردند، ثروتهاى مردم را غارت كردند، پدر مردم را درآوردند. حمايت از اينها در كارنامه‌ى عمل آمريكا وجود دارد. حمايت از تروريسم بين‌الملل و حمايت از تروريسم دولتى؛ اين دولت جعلى جنايتكار صهيونيستى كه غاصب فلسطين است، ده‌ها سال است كه مورد حمايت آمريكا است؛ مردم را ميكُشد، خانه‌ها را خراب ميكند، ظلم ميكند، جوانها را، زنها را، مردها را، كودكان را به زندان و حبس ميكشاند؛ به بيروت حمله كردند، صبرا و شتيلا را نابود كردند، چه، چه؛ همه مورد حمايت آمريكا است. اينها در سياهه‌ى اعمال آمريكا ثبت است. حمله‌ى به عراق و كشتن ده‌ها هزار انسان - آمارها را ما دقيق نميدانيم، بلكه گفته ميشود تا حدود يك ميليون عراقى را در طول اين چند سال اينها مستقيم و غير مستقيم از بين بردند؛ حالا من نسبت نميدهم، اقلاًّ ده‌ها هزار، [در صورتى كه] يكى‌اش هم زياد است - انسانها را در عراق از بين بردند. در افغانستان يك‌جور ديگر، شركتهاى آدم‌كشى و ترور را - كه من يكى [از آنها] را يك‌وقتى در يك سخنرانى، اسم آوردم: شركت معروف «بِلَك‌واتِر» آمريكايى كه كار آن آدم‌كشى است، ترور است - انداختند به جان مردم؛ همين گروه‌هاى تندروِ افراطىِ آدم‌كشِ تكفيرى را اوّل اينها راه انداختند كه حالا در يك‌جاهايى كمانه كرده و به خودشان هم دارد ميخورد. آمريكا يك‌چنين دولتى است. بحث سر ملّت آمريكا و مردم آمريكا نيست، آنهاهم مثل بقيّه‌ى مردمند؛ بحث سر رژيم آمريكا است، بحث سر دولت آمريكا است. چطور ميشود اين چهره را با بزك و آرايش تغيير داد در مقابل چشم ملّت ايران؟

آمريكايى‌ها با انقلاب اسلامى دشمنند، با جمهورى اسلامى دشمنند، با اين پرچمى كه شما مردم بلند كرديد دشمنند

رئيس‌جمهور آمريكا با كمال وقاحت ايستاد و از فتنه‌گران در تهران حمايت كرد؛ حالا هم اخيراً دارند حمايت ميكنند. فهرست بدكارى‌هاى اين دولت اينها است. امروز هم خيلى از نيّتهاى شومى كه اينها پشت پرده داشتند و مكتوم نگه ميداشتند، دارد بتدريج آشكار ميشود. من امسال روز اوّل سال ۹۲ در مشهد در جوار مرقد ثامن‌الحجج اعلام كردم؛ گفتم من حرفى ندارم؛ بعضى از مسئولين و دولتمردان - دولتمردان آن دولت، بعد هم دولتمردان اين دولت - فكر ميكنند در قضيّه‌ى هسته‌اى ما با آمريكايى‌ها مذاكره كنيم [تا] موضوع حل بشود؛ گفتيم خيلى خب، اصرار داريد شما، در اين موضوعِ بالخصوص برويد مذاكره كنيد؛ ولى در همان سخنرانى اوّل امسال گفتم من خوشبين نيستم؛ مخالفتى نميكنم امّا خوشبين نيستم. ببينيد مرتّب پى‌درپى اظهارات سخيف آمريكايى‌ها را؛ سناتور بى‌آبروى آمريكايى از صهيونيست‌ها پول ميگيرد تا برود در مجلس سناى آمريكا به ملّت دشنام صريح بدهد، نه اينكه اهانت كند؛ دشنام ميدهد. رؤساى كشورشان هم همين‌جور، در سطوح مختلف به ملّت ايران [اهانت كند]. البتّه تودهنى را روز بيست‌ودوّم بهمن از مردم خوردند. يكى از علل اجتماع گرم‌تر مردم امسال همين بود كه مردم ديدند كه چطور مسئولين آمريكا گستاخ، پررو، زياده‌طلب، بددهن، بى‌ادب روبه‌رو ميشوند؛ غيرت دينى مردم آنها را به ميدان كشاند تا به دشمن بگويند: اشتباه نكن، ما هستيم. ملّت ايران در اين راهپيمايى بيست‌ودوّم بهمن به همه‌ى ما - به اين حقير، به مسئولين گوناگون، به زحمت‌كشانى كه دارند در امور اداره‌ى كشور حقيقتاً زحمت ميكشند؛ چه آنهايى كه در باب سياست خارجى كار ميكنند، چه آنهايى كه در باب سياست داخلى كار ميكنند - خواستند بگويند: خاطرتان جمع باشد، ملّت ايران ايستاده است، در صحنه است، در مواجهه‌ى با دشمن احساس ضعف نكنيد؛ يكى از پيامهاى بزرگ ملّت ايران اين بود. اين همان حرفى است كه من اوّل امسال گفتم، بعد هم بارها - قبلها هم گفتيم، بعدها هم گفتيم - مكرّر گفتيم كه مسئله‌ى هسته‌اى بهانه است براى دشمنى؛ مسئله‌ى هسته‌اى هم اگر يك روزى - حتّى به فرض محال - بر طبق نظر آمريكا حل بشود، باز يك مسئله‌ى ديگرى دنبال آن مى‌آيد؛

من به شما عرض بكنم كارى كه وزارت‌خارجه‌ى ما و مسئولين دولتى ما شروع كردند، ادامه پيدا خواهد كرد؛ ايران آنچه را قرار گذاشته است و عهد كرده است نقض نخواهد كرد. البتّه مسئولين تلاش خودشان را بكنند، كار خودشان را بكنند، امّا آمريكايى‌ها با انقلاب اسلامى دشمنند، با جمهورى اسلامى دشمنند، با اين پرچمى كه شما مردم بلند كرديد دشمنند و اين دشمنى با اين چيزها فرو نخواهد نشست؛ علاج مقابله‌ى با اين دشمنى هم فقط يك‌چيز است و آن، تكيه‌ى به اقتدار ملّى و به توان داخلى ملّى و مستحكم كردن هرچه بيشتر ساخت درونىِ كشور [است]. هرچه در اين زمينه ما كار بكنيم، كم است.

به قدرى كه دنيا به ما احتياج دارد، ما به دنيا احتياج نداريم./ بدانيد به توفيق الهى اهداف آمريكا و استكبار جهانى نسبت به ايران و جمهورى اسلامى و ملّت ايران، دير يا زود شكست خواهد خورد.

علاج مشكلات كشور پيمودن راه اقتصاد مقاومتى است؛ يعنى تكيه به درون. چشم را ندوزيم به دست ديگران؛ ما تواناييم، ما ثروتمنديم، هم ثروت انسانى داريم - نيروى انسانى ما در دنيا كم‌نظير است، اگر نگوييم بى‌نظير - [هم] ثروتهاى زيرزمينى؛ ثروتهاى ما فوق‌العاده است. دنيا به ما احتياج دارد؛ به قدرى كه دنيا به ما احتياج دارد، ما به دنيا احتياج نداريم. امروز دنيا روى كاكُل نفت و گاز ميچرخد؛ ما در دنيا اوّلْ‌كشوريم در همه‌ى فهرست بلندِ كشورهاى دنيا. اين را من امسال در مشهد گفتم، با توجّه به ذخاير نفت ما و ذخاير گاز ما، ما در دنيا اوّليم. اخيراً مسئولين محترم دولتى براى من گزارش آوردند، ما از لحاظ گاز هم كه دوّم بوديم در دنيا، امروز شديم اوّل. امروز از لحاظ ذخاير گاز كه ما تا چندى پيش - شايد تا يك سال، يك سال و نيم پيش - در رده‌ى دوّم قرار داشتيم، امروز در رده‌ى اوّل قرار داريم؛ اين ذخاير ما است، دنيا به اينها احتياج دارد. ديديد يك مقدار لبخندى مشاهده شد، شركتهاى خارجى هجوم آوردند؛ ميخواهند بيايند، تا چه وقت ميتوانند آمريكايى‌ها روى اين لجبازى خودشان مقاومت كنند؟

اگر چنانچه ما بر روى توان خودمان تكيه كنيم، استقامت آنها در هم خواهد شكست؛ اين را بدانند. تا وقتى كه ما چشممان به دست ديگران باشد، دنبال اين باشيم كه كدام مقدار از تحريمها كم شد، كدام مقدار چنين شد، فلان حرف را فلان مسئول آمريكايى گفت يا نگفت - تا وقتى دنبال اين حرفها باشيم - به جايى نميرسيم. ما يك كشور بزرگ هستيم، يك ملّت قوى هستيم، ملّت بافرهنگى هستيم، ملّت بااستعدادى هستيم، ثروت خدادادى هم الى‌ماشاءالله [داريم]؛ مسئولينمان هم خوشبختانه مسئولين دلسوزى هستند، دلشان ميخواهد كار كنند، ما هم كمكشان ميكنيم، دعايشان هم ميكنيم؛ البتّه اصرار هم ميكنيم كه مسئولين هم به نيروى داخلى تكيه كنند؛ از مسئولين هم ميخواهيم به مردم اعتماد كنند، به نيروى داخلى اعتماد كنند، سعى كنند اين سرچشمه‌ى فيّاض تمام نشدنى را در داخل، خروشان و فروزان و جوشان كنند؛ اين اگر شد، همه‌ى درهاى بسته باز خواهد شد. بايد اين‌جورى حركت كنند، اين‌جورى عمل كنند. و نيّت ما نيّت خدايى است؛ خدا را شكر ميكنيم كه هدف ما رضاى الهى است و ميدانيم كه رضاى الهى در پيشرفت اين كشور و در سربلندى اين ملّت است دنبال اين داريم حركت ميكنيم، خدا هم كمك خواهد كرد. همين‌طور كه عرض كردم آيه‌ى شريفه‌ى قرآن ميفرمايد: اِن تَنصُروا اللهَ يَنصُركُم؛ اگر شما نصرت خدا بكنيد، يعنى نصرت دينِ خدا بكنيد، دو نتيجه مترتّب خواهد شد: اوّل «يَنصُركُم»، خدا شما را يارى ميكند؛ دوّم «وَ يُثَبِّت اَقدامَكُم»، نميگذارد شما مجبور به عقب‌نشينى بشويد. و بدانيد به توفيق الهى اهداف آمريكا و استكبار جهانى نسبت به ايران و جمهورى اسلامى و ملّت ايران اهدافى است كه دير يا زود شكست خواهد خورد. و بدانيد كه ملّت ايران پيروزى خود را در همه‌ى عرصه‌ها و زمينه‌ها در مقابل چشم بدخواهان و حسودان ان‌شاءالله جشن خواهد گرفت.

( ادامه مطلب )






برچسب‌ها: <-TagName->
+ نوشته شده توسط سیدمصطفی جعفری در سه شنبه, بهمن 29, 1392 و ساعت 09:18 بعدازظهر | نظرات(0)

گزیده بيانات مقام معظم رهبری الامام خامنه ای (حفظه الله) پیرامون جشن پیروزی انقلاب اسلامی در ديدار مردم آذربایجان۱۳۹۲/۱۱/۲۸

شبيه‌ترين حادثه به معجزات انبيا، اين حادثه‌ى پيروزى انقلاب بود

اگر آن روز به مردم قم در نوزدهم دى يا به مردم تبريز در بيست‌ونهم بهمن ميگفتند كه اين حركت شما به يك انقلاب عظيمى منتهى ميشود، كسى باور نميكرد؛ امّا شد. اين نشان‌دهنده‌ى اين است كه اگر ملّتى همّت كند، پا در صحنه بگذارد، عقب‌نشينى نكند، كوه‌ها را ميتواند جابه‌جا كند، معجزاتى ميتواند به‌وجود بياورد، و اين معجزه به وقوع پيوست. عزيزان من، جوانها! فكر كنيد، مطالعه كنيد بر روى حادثه‌ى پديد آمدن انقلاب. شبيه‌ترين حادثه به معجزات انبيا، اين حادثه‌ى پيروزى انقلاب بود. مگر در مخيّله‌ى كسى ميگنجيد ملّتِ يك كشور تحت سلطه‌ى آمريكا، اسيرِ فرهنگ غربى، اقتصادِ بكلّى در مشت دشمنان قدرتمند بين‌المللى، از لحاظ نظامى ضعيف، از لحاظ حيثيّت بين‌المللى منزوى، بلند شوند عليه همه‌ى نمادهاى قدرتِ پوشالىِ مادّى، و پرچم اسلام را بلند كنند در دنياى مادّيگرى، در مقابل شرق و غرب - آمريكا و شوروى در صد مسئله با هم اختلاف داشتند، امّا در يك مسئله با هم اتّفاق داشتند، و آن يك مسئله عبارت بود از زدن انقلاب اسلامى - بايستد، پيروز بشود، موفّق بشود، آنها را به عقب‌نشينى وادار كند! چه كسى باور ميكرد؟ امّا شد و اين درس است. يكى از درسهاى بيست‌ودوّم بهمن شما به خود شما، به ما، به همه‌ى ملّت ايران، اين است كه بدانيد هيچ حادثه‌ى بزرگى، هيچ مانع بزرگى، هيچ قدرت بزرگى وجود ندارد كه بتواند در مقابل اراده‌ى راسخ يك ملّت مقاومت كند. حرف زياد است در مناقب بيست‌ونهم بهمن و مناقب مردم آذربايجان و مردم تبريز. بعد از آن، تا امروز همان نفَس، همان روحيّه، همان احساس تكليف و احساس مسئوليّت و تعهّد و انگيزه در مردم آذربايجان وجود داشته است و تبريزى‌ها درخشيده‌اند در حوادث گوناگون؛ و اين درسها را بايد حفظ كرد و بايد به‌ياد داشت.

جشن سالگرد انقلاب هم مثل خود انقلاب يك پديده‌ى بى‌نظير است.

تشخيص اين حقير اين است كه جشن سالگرد انقلاب هم مثل خود انقلاب يك پديده‌ى بى‌نظير است. يعنى چه؟ [يعنى] همچنان‌كه انقلاب ما به اعتراف حتّى دشمنان، در طول تاريخِ انقلابها نظير نداشت از جهات مختلف، بزرگداشت سالگرد اين انقلاب هم در هيچ‌جاى دنيا نظير ندارد. معمولاً سالگرد انقلابهاى كشورهاى گوناگون را كه ما در تلويزيون و در خبرها ديده بوديم، يك مراسم خشك رسمى - بعد از گذشت دو سال، سه سال، چهار سال - برگزار ميشد. اينجا اين مسئله نيست؛ ملّت جشن ميگيرد؛ نه فقط در تهران، در همه‌ى مراكز استان؛ نه فقط در مراكز استان، در همه‌ى شهرستانهاى كشور؛ نه سال اوّل و دوّم و پنجم و دهم، سال سى‌وپنجم. اين پديده‌ى عجيبى نيست؟ ۳۵ سال از انقلاب گذشته است؛ آن كسانى‌كه سال اوّل انقلاب متولّد شدند، امروز مردان و زنانِ ۳۵ ساله‌اند - از دوره‌ى جوانى هم تقريباً عبور كرده‌اند - درعين‌حال سالگرد انقلاب، همه‌سال با انگيزه، با احساس استقامت، با وفادارى نسبت به آرمانهاى انقلاب، با قدرت و شوكت تكرار ميشود؛ اين عجيب نيست؟ بگذاريد رسانه‌هاى دشمن در زبان، هر كار ميخواهند بكنند بكنند، [امّا] اتاقهاى فكرشان ميفهمند در اينجا چه خبر است. آنهايى كه نشسته‌اند و مطالعه ميكنند، ميفهمند كه با اين ملّت، با اين انقلاب، با اين انگيزه، با اين ايمان نميشود مقابله كرد.

شعارهايى كه مردم ميدهند، چه‌جور شعارهايى است؟ شعارهاى ايستادگى در خطّ مستقيم و صراط مستقيم انقلاب - همه‌جا همين است ديگر - در سراسر كشور، شعارها شعارهاى ايستادگى است؛ يعنى مردم با راهپيمايى بيست‌ودوّم بهمن، اين حقيقت را نشان ميدهند كه خداى متعال به وعده‌ى خود عمل كرده است كه فرمود: اِن تَنصُروا اللهَ يَنصُركُم وَ يُثَبِّت اَقدامَكُم؛(۲) خداى متعال قدمهاى شما را ثابت ميدارد؛ گامهاى شما را استوار ميدارد؛ نميگذارد شما مجبور به عقب‌نشينى بشويد. اين وعده‌ى الهى است؛ اين وعده‌ى الهى در مورد ملّت ايران تحقّق پيدا كرده است؛ دين خدا را نصرت كرديد، خداى متعال ثبات قدم به شما داد. اين جشن ۳۵ سالگىِ امسال، ثبات قدم را ميگويد.

( ادامه مطلب )






برچسب‌ها: <-TagName->
+ نوشته شده توسط سیدمصطفی جعفری در جمعه, بهمن 25, 1392 و ساعت 11:44 بعدازظهر | نظرات(0)

گزیده مقاله انقلاب فرهنگی منهای فرهنگ انقلابی! "تأملي در تنگه احد مديريت فرهنگي جمهوري اسلامي" از وحيد جليلي

 

از كمترين چيزهايي كه در مورد فرهنگ انقلاب اسلامي مي‌توان ادعا كرد اين است كه يك "فرهنگ انقلابي" است. شاخص‌هاي فرهنگ انقلابي چيست؟ و مديريت بخش‌هاي مختلف فرهنگي كشور چقدر تجليگاه اين شاخص ها هستند؟ و اگر نيستند، چرا و چگونه مديريت فرهنگ انقلاب را به دست گرفته‌اند؟

آيا اراده و منافع عناصر يا جريانهايي اقتضا مي‌كند كه فرهنگ انقلاب از فرهنگ انقلابي فاصله بگيرد و اين تركيبِ وصفي به ‌يك تركيب "اضافي"! تبديل شود؟

همه دوستاني كه در يكي دو دهه گذشته از توفيق اجباري هم‌صحبتي با مديران يقه‌سفيد عرصه فرهنگ در جمهوري اسلامي برخوردار بوده‌اند با كلماتي نظير كار علمي، كار كارشناسي، برنامه‌ريزي استراتژيك، چشم انداز، پرهيز از شعارزدگي و ... آشنايند و البته نتايج درخشان اين ادبيات و گفتمان رايج در بسياري مديريت‌هاي ريز و درشت فرهنگي را نيز بالعيان به نظاره نشسته‌اند. روزي در محضر يكي از همين مديران معظم كه فصل مشبعي در لزوم طرد افراطي‌ها، كار كارشناسي و علمي و ترويج مباحث تئوريك داد سخن داده بود عرضه داشتم براي آنكه بدانيد ما نيز اهل تاملات دقيق فلسفي و نازك‌انديشي‌هاي ظريف نظري هستيم پرسشي پيش مي‌نهم تا به عنوان يك چالش تئوريك بنياني مورد توجه قرار گيرد:"آيا مديران پرشيا سوار جردن‌نشين مايل يا قادر به تحقق اهداف انقلاب مستضعفان و آرمان هاي اسلام پابرهنگان هستند؟"
آيا چنين پرسشي يك شعار افراطي است يا يك سوال تئوريك؟

تناقض در اينجاست كه اين دوستان با همين شعارهاي افراطي و غيرعلمي و غيركارشناسي و صدها هزار خوني كه به پايش ريخته شده است روي كار آمده و مناصب خدمت را به چنگ و دندان گرفته اند و حالا يادشان افتاده كه چقدر عباراتي مثل "اسلام پابرهنگان" و "گرسنگان مغضوب قدرت و پول" افراطي، شعاري، غيرعلمي، غيركارشناسي، سطحي و...  است. اين مديران سوار بر اتومبيل‌هاي آخرين مدل در خيابان‌هاي جمهوري اسلامي و در حاليكه گرسنگان پاپتي انگشت به دهان، برهنگي‌شان را از بديهي‌ترين ارزش‌هاي مديريتي انقلاب اسلامي و اسلام انقلابي نظاره مي‌كنند از اين جلسه به آن جلسه مي‌روند و از لزوم كار عمقي، مقابله با افراطي گري، برنامه‌ريزي استراتژيك و... داد سخن مي‌دهند. بايد سالها و سالها با اين جماعت دمخور بوده باشيد تا پس از بارها و بارها دور خوردن، شگردهايشان را در مهار فرهنگ انقلابيِ انقلاب اسلامي و تبديل انرژي متراكم در پيام آرماني انقلاب به سوخت اسب‌هاي بي‌بخار عالم سياست و قدرت دريابيد.

وقتي كه پاي صحبت اين حضرات مي‌نشيني با آنچنان ظرافت زمختي محتواي انقلاب را از پوستش جدا مي‌كنند و آن چنان تفسير روزآمد، مدرن، خوش‌قيافه و دلچسبي از انقلابي بودن ارائه مي‌كنند كه دست آخر انقلابي بودن بر هر چيزي دلالت مي‌كند جز انقلابي بودن!

از نگاه اينان نه جنگ فقر و غنايي وجود دارد نه امام خمينيِ منادي اسلام پابرهنگان است، نه انقلاب اسلاميِ حاصلِ فداكاري مستضعفان و نه نظام جمهوري اسلامي عهده‌دار رفع اختلاف طبقاتي و مبارزه با سرمايه‌داري و تكاثر. و تا دلتان بخواهد براي آنكه ادبيات خشن، غيرعلمي، شعاري و افراطي امام خميني كه به بهترين وجه در پيام ايشان به هنرمندان(31/6/67) جلوه كرده است تلطيف و تعديل شود " كلمه ها و تركيب هاي" تازه ابداع كرده اند: انقلاب اسلامي پاسخي است به مدرنيته و جمهوري اسلامي، نظامي است برآمده از آزادي خواهي يا معنويت جويي و امام خميني(ره) يكي از نخبگان و فرهيختگان تفكر شيعي است كه مهم‌ترين شاخصه‌اش مبارزه با استبداد يا غربزدگي بوده است. او هم كسي است در رديف بزرگواراني همچون مرحوم علامه طباطبايي يا ميرزاي نائيني يا نراقي يا... .

در نگاه اينان حرف‌هاي پنجاه و هفتي نشانه ارتجاع، كهنگي، به‌روز‌نبودن، شعارزدگي، افراطي‌گري، بي‌تجربگي و... است و در همان حال حرف‌هاي پنجاه و ششي نشانه پختگي، اعتدال، معقوليت، كارشناسي و... . مهم ترين خاطره‌اي كه از انقلاب اسلامي دارند جابه‌جايي قدرت است و سوار شدن بر اسب مراد.

از كمترين چيزهايي كه در مورد فرهنگ انقلاب اسلامي مي‌توان گفت اين است كه يك فرهنگ انقلابي است. شاخص‌هاي فرهنگ انقلابي چيست؟ و مديريت‌هاي بخش‌هاي مختلف فرهنگي كشور چقدر تجلي‌گاه اين شاخص‌ها هستند؟

در نگاه اينان، انقلاب را بايد با قيافه حق به جانب و با انواع شگردهاي مديريتي و فلسفي و... طوري تفسير كرد كه كوچك‌ترين روزنه اي براي تفسير انقلابي انقلاب و اسلام باقي نماند. در نگاه بسياري اين حضرات، مديريت فرهنگي يعني "پهلبد به اضافه ته ريش".

استراتژي دقيق اين مديران در مواجهه با نيروهاي فرهنگي انقلاب (كه همان نيروهاي انقلابي فرهنگ هستند) استراتژي خوف و رجا يا كج دار و مريز است. برطبق اين راهبرد، نيروهاي انقلاب را بايد بين شب و روز نگاه داشت. نه آن قدر قدرت بيابند و اميدوار شوند كه بتوانند مستقلاً و بدون اتكا يا اجازه از باندهاي سياسي و اصحاب قدرت تاثيري معتنابه بر توده‌ها بگذارند و نه آن قدر نااميد و خسته شوند كه افسار پاره كنند و بر زمره زور و تزوير بشورند.

قيف مديريت فرهنگي در جمهوري اسلامي كه گردان‌ها را به گروهان و گروهان‌ها را به دسته و دسته‌ها را به نفر تبديل مي‌كند(ديالوگ دردمندانه حاج‌كاظم را يادتان هست؟) در طي ساليان به فرمول هاي پيچيده و گاه ساده‌اي دست يافته است كه با آن آهن را هم خرد مي‌كند؛ همان آهني كه " فيه باس شديد و منافع للناس" است و ادامه "ليقوم الناس بالقسط" . اين مديريت در جست و جوي نوعي انقلاب فرهنگي منهاي فرهنگ انقلابي است و اين تناقضي است كه بسياري از دستگاه‌هاي فرهنگي جمهوري اسلامي را به خود دچار كرده و هر روز فرصت‌ها و منابع بيشتري را ضايع مي‌كند.

فرهنگ انقلابي هم هدف و هم مسير انقلاب فرهنگي است و با انكار و طرد و لعن آن به زبان‌هاي مختلف اتفاقي بيش از آنچه تاكنون روي داده رخ نخواهد نمود. فرهنگ انقلابي بر خلاف تصويرهاي دروغين و تفسيرهاي سترون‌گري كه از آن ارائه مي‌شود تا منافع اهالي قدرت را تضمين و تامين كند بسيار لطيف‌تر، مهربانانه‌تر، معقول‌تر، معتدل‌تر، معنوي‌تر، آسماني‌تر و زميني‌تر از همه ورژن‌هاي فرهنگ قلابي ماهيگيراني است كه بر ساحل سياست خزف قدرت صيد مي‌كنند.
فرهنگ انقلابي با تبسم و لبخند و آرامش نه تنها به نظاره فقر و فساد و تبعيض نمي‌نشيند بلكه پرده از چهره كريه و خشن و جنايت‌بار چنين لبخندهايي كنار مي‌زند. فرهنگ انقلابي، آرامش در حضور ظلم و قرار در برابر " كظه ظالم و سغب مظلوم" را نه نشانه فرهيختگي و اعتدال و عقل و علم و كارشناسي و ... كه قرينه‌اي بر فساد و فسق مي‌داند چرا كه در قاموس فرهنگ انقلابي " اخذالله علي العلماء ان لا يقاروا" و آگاهان و فرهيختگان بيقرارانند و هر چه فرهيخته‌تر بيقرارتر. در كداميك از دستگاه‌هاي فكري و فرهنگي كشور، استراتژي"بيقراري در برابر كظه ظالم و سغب مظلوم" در دستور كار است؟

( ادامه مطلب )






برچسب‌ها: <-TagName->
+ نوشته شده توسط سیدمصطفی جعفری در جمعه, بهمن 25, 1392 و ساعت 12:03 قبل‏ازظهر | نظرات(0)

سرمقاله وحید جلیلی / راه شماره 11 : جنگی که بود جنگی که هست

دوست داشتند برای حسینی گریه كنند كه به تاریخ پیوسته است / حسین زنده برای آنها خطرناك بود.

آن روزها كه دسته‌دسته تابوت برادران ما از جبهه برمی‌گشت؛ ضد انقلابهای مذهبی در خیمه‌های نخوت خود زیارت عاشورا و دعای توسل و ندبه را بهانه كرده بودند و در پایان هر روضه و گریه و توسل خویش كسانی را نفرین می‌كردند كه مانع ظهور آقا شده‌اند. كسانی را كه دین را از خلوص و معنویت و نزاهت خود دور كرده و به شایبه سیاست و دنیاطلبی آلوده‌اند. كسانی را كه حاضر نیستند قبول كنند حكومت قبل از ظهور آقا باطل است.

آن روزها كه در جبهه هر زیارت عاشورا مقدمه عملیاتی بود كه خون قلب بسیجی ها را به خود می‌خواند، ضد انقلابهای مذهبی هزار هزار بار ذكر گفتند و توسل پیدا كردند و اشك ریختند و خون از دماغ هیچ‌كدامشان نیامد.

ضد انقلابهای مذهبی دوست داشتند برای حسینی گریه كنند كه به تاریخ پیوسته است و به حماسه‌ای دخیل ببندند كه تمام شده باشد.
حسین زنده برای آنها خطرناك بود. همان‌گونه كه برای اهل كوفه. ممكن بود از حنجر چنین حسینی هر لحظه ندای "هل من ناصر ینصرنی" فوران كند و پرده نفاق و نكراء یزیدیان حسینی‌نما را بدرد.

حاضرند برای "جنگی كه بود" نوحه‌سرایی كنند و به یاد شهدایش اشك بریزند به شرط آنكه در همان تاریخ و جغرافیا باقی بماند

و این روزها چه بسیار ضد انقلابهای انقلابی كه می‌خواهند همان بلایی را كه ضد انقلابهای مذهبی بر سر بزرگ‌ترین حماسه تاریخ آوردند در مورد پژواك ایرانی آنكه "هشت سال دفاع مقدس" می‌نامندش تكرار كنند.
می‌خواهند در سوگ "جنگی كه بود" ، "جنگی كه هست" را بپوشانند و بفراموشانند.
تا دلتان بخواهد حاضرند برای "جنگی كه بود" نوحه‌سرایی كنند و به یاد شهدایش اشك بریزند به شرط آنكه در همان تاریخ و جغرافیا باقی بماند و پایش را از گلیمش درازتر نكند.

یك جنگی دوست‌داشتنی. كه می‌توان از آن خاطره‌های راست و دروغ تعریف كرد می‌توان برایش جلوی انواع و اقسام دوربینها و میكروفنها آه كشید. جنگی برای صلح. جنگی برای دفاع از وطن جنگی در تراز جنگ ویتنام یا كره یا...

(هر روز ما در جنگ بركتی داشته‌ایم كه در همه صحنه‌ها از آن بهره جسته‌ایم.
ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر كرده‌ایم.
ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت كرده‌ایم.
ما در جنگ پرده از چهره تزویر جهان‌خوارن كنار زدیم.
ما در جنگ دوستان و دشمنانمان را شناخته‌ایم.
ما در جنگ به این نتیجه رسیده‌ایم كه باید روی پای خودمان بایستیم.
ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شكستیم.
ما در جنگ ریشه‌های پربار انقلاب اسلامی‌مان را محكم كردیم.
ما در جنگ حس برادری و وطن‌دوستی را در نهاد یكایك مردممان بارور كردیم.
ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان دادیم كه بر ضد تمامی قدرتها و ابرقدرتها سالیان سال می‌توان مبارزه كرد.
و از همه اینها مهم‌تر استمرار روح اسلام انقلابی در پرتو جنگ تحقق یافت.) 1

اسلام انقلابی كه امام مهم‌ترین بركت جنگش می‌داند چیست؟ و چه جایگاهی در مجموعه برنامه‌ها و مراسمهای هفته دفاع مقدس و مناسبتهای مشابه دارد؟

به احترام خون شهدا خواهرم حجابت، برادرم نگاهت و دیگر هیچ!
شده است كه در كنار ده‌هاهزار تابلو و پوستر و پلاكارد و دیوار نویسی و ... كه چنین شعاری را در ‌خود جای داده‌اند حتی یك‌بار ببینید كه مخاطبان را برای ارزش و آرمان دیگری به خون شهدا قسم داده باشند؟
مثل اینكه:
به احترام خون شهدا بیت‌المال را غارت نكنید.
به احترام خون شهدا كوخ‌نشینها را دریابید.
به احترام خون شهدا در برخورد با مفسدین اقتصادی این همه استخاره نكنید.
به احترام خون شهدا مبارزه با فقر و فساد و تبعیض را به رسمیت بشناسید.
به احترام خون شهدا اسلام ناب را لگدكوب متحجرین و مقدس‌مآبان نكنید.
به احترام خون شهدا "سرمایه‌داری + 17 ركعت" را اسلام انقلاب معرفی نكنید . . .
به احترام خون شهدا . . .
برگزاری مراسمهای خنثی و یادبودهای نوستالژیك برای هشت سال جهاد جانانه، فرزندان خمینی به چه نتیجه‌ای در گسترش رفتار علوی، مبارزه با فقر و فساد و تبعیض، رسیدگی به محرومان و مستضعفان و كاهش اختلاف طبقاتی و ... انجامیده است؟
اصلاً قرار بوده است كه چنین رویكردی در كار فرهنگی برای دفاع مقدس غالب شود یا برعكس قرار بر این است كه به جامعه یادآوری كنیم كه می‌توان از شهدا حرف زد و اهل مبارزه با فقر و فساد و تبعیض هم نبود.

اسلام ناب آمریکایی

در عمل باید به ملت تفهیم كرد كه نسبت شهدا و عدالتخواهی تباین است و این دو مفهوم در قاموس اسلام ناب آمریكایی هیچ ربطی با هم ندارند و قرار نیست بعد از هر یاد و ذكری از شهدا موتور آرمانخواهی در جامعه جان بگیرد و با استناد به سلوك و سیره شهدا و بسیجیان واقعی دست مطالبه مردم یقه اصحاب قدرت را برای وفا به عدالت در عرصه‌های فردی و اجتماعی بچسبد و چرخه ثروت ـ قدرت را با مشكل مواجه كند.
قرار نیست تجربه دفاع مقدس در بازخوانی نهضت عاشورا و پیام دفاع مقدس در متن جنگ فقر و غنا بازخوانده شود.
قرار نیست مفهوم و پیام و آرمان دفاع مقدس در میدان جنگ فقر‌و‌غنا، جنگ پابرهنه‌ها و مرفهین بی‌درد مرور شود و به نتایج خطرناك و حركت‌آفرین برسد.
قرار نیست كل یوم عاشورا و كل ارض كربلا باشد و هر زمینی و هر زمینه‌ای كار حسینی بطلبد.


جنگ هشت ساله نمرده است كه برایش مجلس ختم بگیریم. جنگ هشت ساله شهید شد. و شهید زنده است.
و خون شهید در همه رگهای جامعه جاریست. اگر چشم بگشاییم و اگر گوشی بسپاریم به آن كه در روز پایان جنگ 8 ساله گفت :
"امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعفاف و استكبار جنگ پابرهنه‌ها و مرفهین بی‌درد شروع شده است..."
2

 

 


1 - امام خمینی(ره) - اسفند 1367 - پیام به روحانیت
2 - امام خمینی(ره) 1367/4/29 - پیام قطعنامه

( ادامه مطلب )






برچسب‌ها: <-TagName->
+ نوشته شده توسط سیدمصطفی جعفری در يكشنبه, بهمن 20, 1392 و ساعت 09:44 بعدازظهر | نظرات(0)
علی لاریجانی:
رئیس مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه تهدیدهای واشنگتن برای بازسازی حیثیت بر باد رفته آمریکا در منطقه است، گفت: 22 بهمن امسال می‌تواند یک حرکت جدیدی برای صیانت از حقوق ملت در بحث هسته‌ای باشد.
به گزارش حوزه پارلمان باشگاه خبرنگاران، علی لاریجانی در جمع خبرنگاران با اشاره به ایام‌الله دهه فجر و 22 بهمن گفت: در مجموع حرکتی که ملت بزرگ ایران پس از انقلاب اسلامی آغاز کردند، یک حرکت زنده و پویا است.

نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: برخلاف برخی انقلاب‌ها که بعد از تشکیل نهادهای حکومتی عملاً شورآفرینی خود را از دست می‌دهند، اما انقلاب اسلامی هر سال یک انرژی جدید را به سیستم‌های حکومتی وارد می‌کند و این بسیار در پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی موثر است.

وی ادامه داد: حیات انقلاب اسلامی از خصوصیات بارز این انقلاب است؛ بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران وفاقی در کشور به وجود آمد که حرکت جدیدی با حضور چشمگیر مردم در انتخابات ریاست جمهوری ایجاد شد که این یک پشتوانه خوبی شد تا دولت فعلی توانست مذاکرات هسته‌ای را پیگیری کند.

رئیس مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه تبعاً در این دوره از مذاکرات چالش‌هایی وجود داشته و دارد، افزود: به دلیل اینکه موضوع صیانت از حقوق ملت مطرح است، 22 بهمن امسال می‌تواند یک حرکت جدیدی برای صیانت از حقوق ملت در بحث هسته‌ای و همچنین پاسخ به شیطنت‌هایی که در منطقه علیه مسلمانان وجود دارد، باشد که این شیطنت‌ها و سنگ‌اندازی‌ها را به کنار بیندازند.

وی با اشاره به اینکه از مهمترین مسائلی که در منطقه وجود دارد و خیلی آسیب‌رسان است، اختلاف‌افکنی بین فرقه‌های اسلامی است، تصریح کرد: همه فرقه‌ها مصمم هستند و می‌توانند در کنار یکدیگر زندگی کنند؛ اختلافات آنها ممکن است در فروعات باشد، اما جریان‌های افراطی که در پشت صحنه از آنها حمایت می‌شود، این اختلافات را برجسته کردند و رفتاری انجام می‌دهند که نتیجه آن استفاده رژیم صهیونیستی و آمریکا از این موضوع است.

لاریجانی ادامه داد: موضع قاطع ملت ایران در 22 بهمن و حضور چشمگیر آنها از یک ادبیات سیاسی و شکل‌گرفته در مکتب امام (ره) است که وحدت در فرقه‌های اسلامی، استقلال و دفاع از استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ملت از ارکان آن است که می‌تواند در پیشبرد مذاکرات هسته‌ای و برخورد با رفتارهای غلطی که در منطقه رخ داده، موثر و پشتوانه‌ای برای آینده نظام جمهوری اسلامی ایران باشد.

رئیس نهاد قانونگذاری کشور درباره تهدیدهای اخیر آمریکایی‌ها افزود: این تهدیدها یک نوع ژست است و برای بازسازی حیثیت بر باد رفته آنها در منطقه است.

وی ادامه داد: تقریباً بعد از وقایعی که آمریکایی‌ها در عراق، افغانستان و جنگ 33 روزه ایجاد کردند، شرایط این کشور در منطقه دچار سکته‌های سیاسی شد یعنی دیگر نمی‌توانند مدیریت صحیحی در خاورمیانه داشته باشند.

عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور مجلس نهم تصریح کرد: حتی انقلاب‌های منطقه‌ای که رخ داد به دلیل اینکه آمریکا نتوانست موضوع را به خوبی درک کند، عملاً از دیکتاتورهای منطقه حمایت کرد، سپس سوار بر موج رفتار خود را تغییر داد و بعد از این تغییرات درصدد سوار شدن بر موج ثالثی بود و نتیجه آن مشکلاتی است که در حال حاضر با آنها مواجه است.

لاریجانی افزود: در واقع مردم شرایط آنها را به خوبی می‌شناسند؛ لذا برخی از مصاحبه‌هایی که انجام می‌دهند برای بازسازی شرایط گذشته آمریکا است؛ از طرفی تحریم‌هایی علیه ایران انجام داده‌اند تا ایران را از مسیر خود منحرف کنند، اما موفق نبودند؛ لذا در نظر دارند ادعا کنند که تحریم‌های نامشروع آنها کارساز بوده است.

رئیس مجلس شورای اسلامی در واکنش به اظهارات اخیر مسئولان آمریکایی مبنی بر اینکه منابع آزادشده ایران باعث بهبود وضع اقتصادی ایران شده است، گفت: این اظهارات آنها واقعا فضاحت‌آور است، این پول‌ها برای ایران است که آنها خیانت کردند و با قلدری در نظر داشتند پول‌های ایران را بلوکه کنند که اکنون بخشی از آن را آزاد کرده‌اند، این در حالی است که از ابتدای انقلاب اسلامی بسیاری از منابع ایران از سوی آمریکایی‌ها بلوکه شده است.

وی با تاکید بر اینکه نباید به اظهارات مسئولان آمریکایی اعتنا کرد، تصریح کرد: برای پاسخ به این اظهارات، اراده ملت بسیار موثر است تا آنها بفهمند در شرایط فعلی ملت ایران پشتوانه حکومت، نظام و دولت است که در مسیر مذاکرات قرار دارد.

عضو فراکسیون اصولگرایان رهروان ولایت مجلس در بخش دیگری از اظهاراتش درخصوص راهپیمایی 22 بهمن افزود: رهبر معظم انقلاب در فرمایشات روز گذشته‌شان تقریباً ابعاد مختلف موضوع را مطرح کردند.

لاریجانی با بیان اینکه مهمترین مسئله در شرایط فعلی کشور وحدت درونی کشور است که باید آن را حفظ کرد و به اختلافات دامن نزد، افزود: به ویژه به توجه به اینکه دولت یازدهم به تازگی آغاز به کار کرده است، باید از آن حمایت کرد تا مشکلات پیش‌رو رفع شود.

این نماینده مردم در مجلس نهم تاکید کرد: موضوع دوم توجه دولت و سایر ارکان کشور به داخل است؛ موضوعی که رهبر معظم انقلاب بارها به آن تاکید کرده‌اند.

لاریجانی ادامه داد: اگر به ظرفیت‌های بسیار خوب انسانی، تجهیزاتی، امکانات انرژی کشور، تولید داخل و صادرات به ویژه در منطقه پرجمعیتی که ایران قرار دارد، توجه شود، علاوه بر اینکه حفظ استقلال اقتصادی کشور را در پی دارد، در شرایط خارجی و مذاکرات بین‌المللی نیز تاثیرگذار است؛ این دو موضوعی است که رهبر معظم انقلاب بر آنها عنایت خاص داشتند و باید از راهبردهای مهم آینده کشور باشد.

( ادامه مطلب )






برچسب‌ها: <-TagName->
+ نوشته شده توسط سیدمصطفی جعفری در يكشنبه, بهمن 20, 1392 و ساعت 07:43 بعدازظهر | نظرات(0)

ضمن عرض تبریک به مناسبت سالروز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران و یوم الله 22 بهمن  به استحضار شرکت کنندگان در مسابقه کتابخوانی دهه فجر کانون فرهنگی و هنری هجرت مسجد حضرت ابوالفضل(ع) شهرستان آمل روستای هندوکلا،  می رساند برندگان از میان 12628 پیامک و 4589 ایمیل در جشن 22 بهمن قرعه کشی و از طریق تماس تلفنی ،پیامک و یا سایت رسمی این کانون به نشانی www.hejratamol.com اطلاع رسانی خواهد شد.

همچنین با توجه به بعد مسافت شرکت کنندگان در این مسابقه از استان های دیگر جوایز به صورت نقدی با دریافت شماره کارت و یا پست کارت هدیه به نشانی برندگان پرداخت خواهد شد.

جوایز به شرح ذیل می باشد:

1-    پنج جایزه 300000 ریالی به 5 نفر از برندگان پیامکی و ایمیلی

2-  پنج کارت هدیه به شرکت کنندگان در مراسم با طرح سوال

3- 22 جایزه به متولدین سال1357 ، ماه بهمن، روزهای 12 تا 22

4-  اهدا تندیس و لوح یادبود

5-  و...

 

اسامی برندگان روز 23 بهمن اعلام خواهد شد...

 

سامانه پیامکی 5000248788 و شماره تماس 01213251145 آماده دریافت هرگونه نظر،انتقاد،پیشنهاد و سوالات شما عزیزان می باشد.

( ادامه مطلب )






برچسب‌ها: <-TagName->
+ نوشته شده توسط سیدمصطفی جعفری در پنجشنبه, بهمن 17, 1392 و ساعت 11:34 بعدازظهر | نظرات(0)

گزیده ای از خطبه های نماز جمعه 92/11/11 آیت الله علم الهدی پیرامون نقدی بر نحوه زنده نگه داشتن دهه فجر انقلاب اسلامی

با چه چیزی یاد انقلاب اسلامی را زنده نگه داشته می شود !؟ با موسیقی و فیلم غیر دینی !!؟؟

آیت الله علم الهدی ضمن انتقاد از شیوه ی گرامی داشت این ایام الله اظهار داشت : آن چیزی که مهم است این است که حالا بعد از 35 سال ما می خواهیم آن روز ها را به عنوان دهه فجر، امروز برای مردم منعکس کنیم. برای نسلی که آن روز را درک نکرده و این خصوصیات را در آن روز لمس ننموده است. ما چطوری باید منعکس کنیم ؟ با جشنواره ی موسیقی ؟ با جشنواره ی فیلم ؟ در تمام این ده روز هیچ کس ساز نزد تو خیابان ها راه بیافتد ! هیچ مزقونی نبود . مطرب ها هم راه نیافتادند. در طول این ده روز مسئله ای ما به عنوان میدان و جولانگاه هنر نداشتیم . جز هنر دینی ، آن سرود های اصیل انقلابی که هنرمندان متدین می ساختند. مردم را به حرکت و نشاط در می آورد . از هنر غیر دینی چیزی نمی دیدید. عزیزان ، برادران ، خواهران ، این برای ما قابل توجیه نیست که ما امسال بعد از سی و پنج سال (فقط امسال نیست . سال قبل هم همینطور . سال قبلشم همینطور . بنده هرسال این نکات را می گویم باز هم خواهم گفت ) می خواهیم دهه ی فجر را به نسلی که آن روز را ندیده است می خواهیم با جشنواره ی موسیقی و تار و تنبور و جشنواره ی فیلم و جشنواره ی هنر بفهمانیم. این ها که آن موقع جایی نداشتند .

ریشه فرهنگ دین دارد زده می شود

در جشنواره فیلم فجر ، این فیلم هایی که برنده شدند. این فیلم هایی که به عنوان فیلم فجر دارند اکران می شوند. کجای اینها به انقلاب مربوط است؟ چند تای این فیلم ها به اسلام و نظام و انقلاب و ترویج انقلاب ارتباط دارد؟ این هنرمند هایی که هی سر دست می گیریم بال بالشون می کنیم . 35 سال از این انقلاب گذشته ، یک یک این ها برای این انقلاب در عرصه ی هنر چه کردند ؟ مجموعه ی فیلم هایی که در مجموعه ی هنر برای انقلاب ساخته شده  از بیت المال مسلمین و از بودجه ی این کشور استفاده شده ، چند درصدش متعلق به انقلاب و اسلام بوده است ؟ این واقعیت ها را ما باید بدانیم. آقا ریشه ی فرهنگ دین دارد زده می شود در این مملکت. هر جریان مدیریت فرهنگی که می آید می گوییم دریغا از دیروز ما. و امروز ما بد تر از دیروز ما.

یک هنرمندی که در پرونده اش ضد انقلاب است ، فتنه گر بوده است ؛ او را سر دست می گیرید

امروز ماهواره خانواده ها را دارد به آتش می کشد. ماهواره و پایگاه های اطلاع رسانی ترویج فسق و فجور دارد خانواده ها را متلاشی می کند. و چرا خانواده ها و مردم به دنبال ماهواره می روند ؟ مروج ماهواره در این کشور کیست ؟ مروج ماهواره این است که یک هنرمندی که در پرونده اش ضد انقلاب است . فتنه گر بوده است . از خارج سرویس می گرفته است . او را سر دست می گیرید . جریان جاسوس پروری اسکار به او جایزه می دهد . او را می آورید در رسانه های داخلی کشور علم می کنید. در برابر بینش این پسر ، این دختر معصوم جوان آنقدر هنر و هنرور را جلوه می دهید که می گوید اگر هنر این است و این فضیلت است . خوب آن هنرمند هالیوودی از این هنرمند ایرانی ما که ماهر تر است . آن بازیگر امریکایی که از این بازیگر برجسته تر است چرا به سراغ او نرود و به سراغ ماهواره نرود ؟ این پرونده های طلاق را در دادگاه بررسی کنید ببینید چه خیل عظیمی از این طلاق ها عامل و منشا اصلی اش ماهواره بوده است.

برادران ، خواهران ، این ها فاجعه است

وقتی بنا شد در ترویج هنرمند و هنر دین را معیار قرار نمی دهیم . فضیلت اخلاقی را معیار قرار نمی دهیم . خدمت این هنر را در دین ملاک قرار نمی دهیم. یک آقای هنرمند سینه سوخته ی با صفایی که همه ی وجودش را وقف دین کرده است زیبا ترین فیلم ها و سریال های دینی را ساخه و پرداخته که در اکثر بلاد اسلامی دارد ترویج می شود . این آقا را می آوریم کنار یک هنرمندی که مروج فحشا بوده است . و هنرمندی اش را در پای ترویج فسق و فجور ریخته . به هر دو ما یک سیمرغ می دهیم. و هردو را کنار هم قرار می دهیم. برادران ، خواهران ، این ها فاجعه است. در مقابل این فاجعه باید بی تفاوت بود؟ باید ساکت بود؟ اگر هم یک کسی حرف زد باید به او انگ افراطی زد؟ انگ تند رو زد؟ انگ ضد اعتدال زد؟ این درسته واقعا؟ آن چیزی که دهه ی فجر را برای ما دهه ی فجر کرد. شب بیست و یکم یک چوب دستی تو دست بچه های ما نبود در مقابل مسلسل دشمن و شب بیست و دوم تو مسجد ها مثل هیزم اسلحه ریخته بودند. آن چیزی که باعث این شد دین مردم بود. ایمان مردم بود. مسلمانی مردم بود. و مقاومت مردم در پای مظهر ولایت اهل البیت ولی فقیه زمان و امام بزرگوارو قهرمان ما بود. این ها را ما ترویج نکنیم . یک آقایی که می آید و در یک مسئولیتی قرار می گیرد. فکر می کند در این کشور قشر بی دین و لائیک یک خیل عظیمی هست و فکر می کند یک ظرفیت بی دین جامعه را به استخدام خودش در بیاورد . شروع کند بی دینی را ترویج کردن . و ضد ارزشها حرف زدن و مدیریتش را بر اساس ضد ارزش ها قرار دادن.

( ادامه مطلب )






برچسب‌ها: <-TagName->
+ نوشته شده توسط سیدمصطفی جعفری در سه شنبه, بهمن 15, 1392 و ساعت 09:11 بعدازظهر | نظرات(0)

ابتکار بازاریان برای ترویج نماز اول وقت


 

رها کردن کسب و کار و اقامه نماز اول وقت در برخی کشورهای اسلامی به صورت اجباری اجرا می شود و در صورت باز بودن مغازه جریمه های سنگینی اعمال می شود.اما در کشور ما برخی از کسبه با احترام به اقامه نماز اول وقت این فرهنگ معنوی را به کسبه ها و مشتریان به صورت عملی و کاملا داوطلبانه انتقال می دهند.


 

 

( ادامه مطلب )






برچسب‌ها: <-TagName->
+ نوشته شده توسط سیدمصطفی جعفری در سه شنبه, بهمن 15, 1392 و ساعت 09:08 بعدازظهر | نظرات(0)

گزیده ای از خطبه های نماز جمعه 92/11/11 آیت الله علم الهدی پیرامون سبک زندگی انقلابی مردم در دهه فجر

مردم همه امید و توکل شان به خدابود وبه خدا اعتماد داشتند/کسی نمیگفت حالاکه سرکار نرفتیم درآمدوحقوق نداریم،رزق زن وبچه مان چه میشود!؟

آیت الله علم الهدی در تبیین محتوای جریان دهه فجر انقلاب اسلامی بیان داشت : محتوای جریانی که در ان روزها سپری شد و آن چیزی که در راس همه بود یک حالت امید عمیق در دل های همه ی مردم نسبت به خدا تحقق پیدا کرد. یک اعتماد عجیبی به خدا پیدا کرده بودند از هیچی نمی ترسیدند . از هیچی باک نداشتند . و نسبت به آینده ی کشور آینده ی جامعه ، حتی آینده ی زندگی خودشون اصلا جز به عنایت خدا به هیچ چیزی نمی اندیشیدند. این کارگران و کارمندانی که اعتصاب کرده بودند . این بازاری هایی که دکان ها را بسته بودند . این جریان هایی که منابع رزق و معیشت خودشون را تعطیل کرده بودند . کشوری که از نظر نفت ، از نظر مواد سوخت ، از نظر موقعیت های مختلف ، نیازهای گوناگون ، واقعا به یک مشکلات پیچیده ای دست به گریبان شده بود . کسی فکر نمی کرد خوب آینده ی زندگی ما چی می شود ؟ حالا که سرکار نرفتیم ، این ماه حقوق نگرفتیم ، ماه قبلشم حقوق نگرفتیم ، ماه بعدشم حقوق نمی گیریم ، درامدی هم نداریم رزق زن و بچه مان چه می شود؟ حالا که در دکان بستیم بیشتر از یک ماه و تعطیل کردیم بازار را ، زندگی ما ، کار ما به کجا می رسد؟ اصلا مردم نسبت به آینده ی خودشان ، آینده ی زندگی شان ، جریان روزمره شان ، فکر نمی کردند. همه وابسته به خدا بودند . همه اعتماد به خدا و اتکال به خدا . یک چنین اعتقادی نسبت به خدا در هیچ زمانی بصورت جمعی در مردم ما محقق نشده بود. که در این ده روز محقق شد. بی خودی این ده روز را ایام الله نمی گویند!

در مقابل هیچ چیزی ترس نداشتند

نکته ی دوم اینکه در مقابل مسائل مختلف کانه ترس و احساس ضعف از این مردم گرفته شده بود. از هیچی نمی ترسیدند. می دید جلاد ستمشاهی شربنل دستش است ، مسلسل دستش است ، گذاشته روی رگبار دارد می زند. این گلوله است. این تیر بار است. می دید جز سینه ی خشک هیچ چیز ندارد می رفت جلو. اصلا وحشت نداشت. ترس از مردم گرفته شده بود. بابا جان ات را می گیرند . خب بگیرند. روز بیست و یک بهمن که امام فرمان دادند بیایید تو خیابان ها ، در آن زمان ما ساکن تهران بودیم. در آن خیابان های  جنوب شهر در یک مسجدی امام جماعت بودم عرض کردم به مسجدی ها امام فرمودند بیایید تو خیابان . ما از مسجد هم بریم تو خیابان نماز جماعت برگزار کنیم. خوب ما رفتیم وسط خیابان نماز جماعت خواندیم به این هوا که همان صف های مسجد در خیابان شکل بگیرد . وقتی در خیابان ایستادیم . در یک مسیر طولانی خیابان جمعیت به صف ایستاد . شاید کسانی که اصلا اهل نماز جماعت نبودند آمدند در صف نماز جماعت ایستادند. از پشت سر هم همه ی این ها را به رگبار بستند. گلوله ها از بالای سر ما رد می شد و در عین حال مردم در نماز ایستاده بودند. بچه های کوچک ایستاده بودند. زنها هم ایستاده بودند. اصلا ترس در مردم نبود. وحشت در مردم حاکم نبود.

تمام مظاهر تجمل پرستی از چشم مردم افتاده بود/توجه عمیق و شدید به ارزشهای دین/لباس ها ساده و معمولی/ماشین گران قیمت ارزش نبود

خصوصیت سومی که در این محتوا بود توجه به ارزشهای دین بود. اصلا در چشم مردم جز دین هیچ چیز ارزش نداشت. مسئله منع بی حجابی نبود. و مسئله حجاب هم نبود . خب دوره ی ستمشاهی قبل از انقلاب بی حجابی فاحشی حاکم بود. حتی زنهای بی حجاب دیگر با آن بی حجابی نمی آمدند وسط خیابان. یک مقدار خودشون نمی آمدند . یک مقدار جرات نمی کردند. اصلا مردم جز به ارزشهای دین به هیچ چیز توجه نداشتند. پول ، ثروت ، مقام ، اتومبیل آخرین سیستم ، حتی کسانی که ماشین های گران قیمت داشتند سوارش نمی شدند. چون اصلا از ارزش ساقط شده بود. توجه مردم فقط به ارزشهای دین بود. کسی بهشان نمی گفت که زنها باید با حجاب باشند. زن بد حجاب نمی دیدید. کسی به جوان ها نمی گفت به دختر نا محرم نگاه نکنید. کانه اصلا یک رابطه ی عظیم صمیمیت برادر و خواهری بین جوان ها و دخترها و زنهای جوان هست که اصلا به مخیله ی جوان نگاه خائنانه به یک زن و دختر خطور نمی کند. اینقدر توجه عمیق و شدید به ارزشهای دین. تنازل شدید معیار ها و ارزش های مادی و سقوط تجمل گرایی و تجمل پرستی ها . کسی با قیافه ی سانتال مانتال تو خیابان دیده نمی شد چون این ارزش نداشت در چشم مردم. تمام مظاهر تجمل پرستی و ماده پرستی از چشم مردم افتاده بود. آدمهای خیلی با شخصیت ، جوان های خیلی با امکانات و رفاه ، لباسهای ساده و معمولی ، انگار همه هم لباس شده بودند. همه هم رنگ شده بودند. فقرا و اغنیاء همه در یک شکل در آمده بودند. هیچ جریانی هم مردم را به این طرف هدایت نکرده بود. به خودی خود زندگی مردم در این ده روز این بود.

در ولایت مداری تا مرز فدایی شدن رسیده بودند

آیت الله علم الهدی در ادامه ی تبیین محتوای دهه ی فجر در نهایت به ویژگی ولایت مداری مردم اشاره دارد و می گوید : همه ی مردم ،مقام ولایت را مثل نگینی در بر گرفته بودند. امام در احاطه ی بدن های مردم در خیابان های ایران و محله های جنوب شهر نبود. امام در احاطه ی دل های مردم بود. آن چیزی که در عمق جان مردم بود. این بود که این ها قربانی بشوند امام بماند. اصلا ایستادگی مردم در پای ولایت به خودی خود یک نمایشی داشت که تا مرز فدایی شدن ، تا مرز قربانی شدن پای امام بایستند و امام باشد. این حالت را مردم پیدا کرده بودند در آن ده روز .

( ادامه مطلب )






برچسب‌ها: <-TagName->
+ نوشته شده توسط سیدمصطفی جعفری در جمعه, بهمن 11, 1392 و ساعت 01:09 بعدازظهر | نظرات(0)

به گزارش بیت الزهرا(س) به نقل از دیدبان با بررسی مجموعه فعالیت های انجام شده و در حال اجرای وزارت جوانان و همچنین اهداف مسئولین این وزارتخانه، به نکات قابل تأملی رسیده ایم که در دو بخش، به آنها اشاره خواهیم کرد؛بخش دوم:

مؤکول نمودن امر ازدواج جوانان به تأمین زیرساخت های ازدواج

معاون این وزارتخانه، در یک مصاحبه اینگونه گفته است: «وام ازدواج جزئی‌ترین و کم اهمیت‌ ترین موضوع در زمینه ازدواج جوانان است... ازدواج دو حوزه جدی دارد که یکی از آن، توان اقتصادی و معیشتی برای تشکیل زندگی است و اصل توان اقتصادی، اشتغال و مسکن است و دادن وام تنها در حد کمک است.»

این موضع در جای خود، می تواند موضع درستی باشد که وام اشتغال در عین اثربخشی و فایده، نباید به عنوان تنها حمایت دولت از زوج های جوان تلقی گردد و بایستی فکری به حال مسکن و اشتغال جوانان نمود. اما اگر قرار باشد با علت هایی نظیر کم بودن مبلغ وام ازدواج و راهگشا نبودن آن و همچنین لزوم کارهای زیرساختی برای امر ازدواج، جوانانی که در شرایط فعلی نیاز به حمایت دارند به آینده وعده داده شوند، قاعدتا خطرات اجتماعی بدتری رقم خواهد خورد.

تفکیک جنسیتی مانع ازدواج!

یکی از عجیب ترین اظهارنظرهای معاون وزارت جوانان، انتقادات وی به تفکیک جنسیتی دانشگاه ها است. وی، یکی از راه های پیدا کردن همسر را دانشگاه می داند و معتقد است تفکیک جنسیتی مانع تحقق این امر می گردد و ازدواج جوانان را دچار مشکل می کند.

وی در اظهار نظری می گوید: «چون مراکز همسریابی مجازی برای ازدواج را قبول نداریم و شیوه سنتی هم الان زیاد جواب نمیدهد باید همسر یابی در دانشگاه ها را گسترش بدهیم.»

جالب است فضای دانشگاه ها که باید خط مقدم تولید علم برای حرکت رو به جلوی نظام اسلامی باشد، از نظر مسئولین، بنگاهی برای همسریابی تلقی شده ودلیل مخالفت با موضوعی نظیر تفکیک جنسیتی، که مورد تأکید بزرگان دین است و در سیره اهل بیت(ع)، مؤیدات فراوانی دارد، کاهش آشنایی دختران و پسران معرفی می گردد.

تبیین و ترویج اندیشه های بلند امام راحل(ره) برای جوانان طبق قرائتی "خاص"

به گزارش دیدبان در تفاهم نامه ی اخیری که در تاریخ 15/10/1392، میان وزارت ورزش و جوانان و مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) امضاء گردید، قرار بر این شد مجموعه ای که تحت مدیریت سید حسن خمینی است، امر تبیین و ترویج اندیشه های امام خمینی(ره) در حوزه جوانان را با حمایت و پشتیبانی وزارت ورزش و جوانان بر عهده بگیرد.

ضمن احترام به انتساب سیدحسن خمینی به امام راحل(ره)، جای سؤال است که آیا قرار است مواضع و سلایق سیاسی ایشان و مجموعه همراه در قرائت از اندیشه امام(ره)، در این طرح دخیل باشد؟ آیا نگاه این مجموعه که سعی دارد تنها به چهره رحیمانه امام(ره) بپردازد، می تواند جوان ایرانی را در تمام ابعاد به پیشرفت برساند؟ و اینکه آیا بهتر نبود قرائتی حقیقی که مورد اتفاق بیشتر یاران امام(ره) است، برای طرحی این چنینی مورد مطالعه و بررسی قرار می گرفت؟

سوءاستفاده بیگانگان از مواضع وزارت جوانان

لازم به ذکر است گاهی اوقات، برخی اظهارنظرهای نسنجیده، دهان مسأله داران با نظام اسلامی را می گشاید و آنها از این نظرات، ابراز خرسندی می کنند. به عنوان مثال، اظهار نظر معاون ساماندهی امور جوانان وزارتخانه جوانان در مورد کاهش سن رابطه های پیش ازدواج به دوران راهنمایی، در سه سایت بالاترین، خبرنامه گویا و رادیوزمانه، مورد سوءاستفاده قرار گرفت.

حرف پایانی

نگرانی هایی که به اختصار بدانها اشاره شد، زمانی اهمیت دوچندان می یابد که مجموع آنها در راستای حرکت در راه های زیر باشد:

1-نگاه افراطی: این نگرش که مبتنی بر توجه بیش از حد به حوزه جوانان و استقلال بیش از حد به این قشر است، حالتی کاریکاتوری به حوزه جوانان خواهد داد و در آینده دردسرساز خواهد بود و طبیعی است اولین قربانی در این مسیر، خانواده های ایرانی هستند.

2-حاشیه رفتن مسائل اعتقادی و پرورشی: طبق برنامه ای که مسئولین وزارت جوانان اعلام کرده اند، موضوعاتی نظیر ازدواج و خانواده، رفع مشکلات معیشتی (اشتغال و مسکن)، فعال کردن جوانان در تشکل های مردمی ازطریق سمن‌ها، طرح اوقات فراغت، هویت، سلامت و کاهش آسیب های اجتماعی به عنوان اولویت های وزارتخانه در امور جوانان خواهد بود. ضمن اهمیت این مقولات، با بررسی ادبیات بحث مسولین ذیربط در این وزارتخانه، به نظر می رسد نگاهی مادی به حوزه جوانان غلبه پیدا کرده است و به اموری مانند دینداری و مسائل اعتقادی جوانان، توجه چندانی نشده است.

برخی راهکارهای مسئولین این وزارتخانه نظیر طرح تورهای ویژه گردشگری جوانان، نیز بر نگرانی ها می افزاید. چرا که سابقه ذهنی خوبی از این تورها وجود ندارد و ترس از این وجود دارد که اینگونه راه حل ها، نه تنها مشکلات جاری جوانان را حل نکند، بلکه گسترش دهد.

( ادامه مطلب )






برچسب‌ها: <-TagName->
+ نوشته شده توسط سیدمصطفی جعفری در چهارشنبه, بهمن 9, 1392 و ساعت 10:14 بعدازظهر | نظرات(0)

مجموعه گزیده بیانات مقام معظم رهبری الامام خامنه ای (حفظه الله) پیرامون سینمای دینی

هنر دینی آن است که بتواند معارف همه ادیان را نشر دهد

نکته دیگرى که آن را یادداشت کرده‌ام و در بیانات آقایان هم مطرح شده بود، بحث هنر دینى است. من مى‌خواهم این را عرض کنم که هنر دینى به‌هیچ‌وجه به معناى قشریگرى و تظاهر ریاکارانه‌ى دینى نیست و این هنر لزوماً با واژگان دینى به وجود نمى‌آید. اى بسا هنرى صددرصد دینى باشد، اما در آن از واژگان عرفى و غیردینى استفاده شده باشد. نباید تصوّر کرد که هنر دینى آن است که حتماً یک داستان دینى را به تصویر بکشد یا از یک مقوله دینى - مثلاً روحانیت و غیره - صحبت کند. هنر دینى آن است که بتواند معارفى را که همه ادیان - و بیش از همه، دین مبین اسلام - به نشر آن در بین انسانها همت گماشته‌اند و جانهاى پاکى در راه نشر این حقایق نثار شده است، نشر دهد، جاودانه کند و در ذهنها ماندگار سازد. این معارف، معارف بلند دینى است. اینها حقایقى است که همه پیامبران الهى براى آوردن آنها به میان زندگى بشر، بارهاى سنگینى را تحمّل کردند. نمى‌شود ما این‌جا بنشینیم و تلاشهاى زبده‌ترین انسانهاى عالم را - که مصلحان و پیامبران و مجاهدان راه خدا بودند - تخطئه کنیم و نسبت به آن بى‌تفاوت بگذریم. هنر دینى این معارف را منتشر مى‌کند؛ هنر دینى عدالت را در جامعه به صورت یک ارزش معرفى مى‌کند؛ ولو شما هیچ اسمى از دین و هیچ آیه‌اى از قرآن و هیچ حدیثى در باب عدالت در خلال هنرتان نیاورید. مثلاً هیچ لزومى ندارد که در محاورات سینمایى یا در تئاتر، نام و یا شکلى که نماد دین است، وجود داشته باشد تا حتماً دینى باشد؛ نه. شما مى‌توانید در باب عدالت، رساترین سخن را در هنرهاى نمایشى بیاورید. در این صورت به هنر دینى توجّه کرده‌اید.

بله‌قربانگوى دولتهاى گردن کلفت‌تر و قویتر و ثروتمندتر بودن، ارزش نیست

آن چیزى که در هنر دینى به‌شدّت مورد توجّه است، این است که این هنر در خدمت شهوت و خشونت و ابتذال و استحاله هویّت انسان و جامعه قرار نگیرد. جامعه ما بعد از پیروزى انقلاب اسلامى احساس هویّت کرد؛ یعنى شخصیت خودش را باز یافت. ما به عنوان جزء نودونهم در امواج حرکات جهانى، غرق و گم بودیم. انقلاب ما را زنده کرد و به ما شخصیت داد. انقلاب به ما آموخت که یک ملت مى‌تواند در اساسى‌ترین مسائل جهانى، سخن و موضعى داشته باشد و آن را با صراحت و بدون توجّه به این‌که قدرتمندان و قلدرهاى عالم چه مى‌خواهند، ابراز کند و پاى آن بایستد. ارزش یک ملت در جامعه بین‌الملل به این چیزهاست، نه به دنباله‌روى کورکورانه؛ آن هم نه از چیزهاى خوب، بلکه از نقاط منفى. براى یک ملت، بله‌قربانگوى دولتهاى گردن کلفت‌تر و قویتر و ثروتمندتر بودن، ارزش نیست؛ این را انقلاب به ما داد؛ این به برکت اسلام به ما رسید. امروز هم با قدرتِ تمام، نظام جمهورى اسلامى و ملت ایران در صحنه جهانى به عنوان یک ملت شجاع که در زمینه مسائل گوناگون صاحب ایده‌اند، مطرحند. درعین‌حال ما بیاییم با کمک هنر خود، دائماً از کنار این معنا بساییم، یا آن را به انواع حرفها و لجنها آغشته کنیم. این درست است؟ هنر نباید در این جهت قرار گیرد.
بیانات در دیدار جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر - ۱۳۸۰/۰۵/۰۱

یعنى شما ببینید تأثیر یک فیلم هنرىِ کارآمد در مقایسه‌ى با یک منبر چقدر فاصله دارد!

اهمیت این هنر، مسئولیت شما را هم بالا مى‌برد. من این را مى‌خواهم عرض بکنم؛ یعنى شماها یک مسئولیت سنگینى دارید. همان‌طور که دوستان گفتند، هیچ‌کس به شماها دستور نداده که بروید کارگردان یا سینماگر بشوید، این میل، استعداد و شوق شما بوده که وارد این میدان شده‌اید؛ اما حالا که وارد شده‌اید، این مسئولیت را بپذیرید. شما مى‌توانید خیلى اثر بگذارید. ببینید! من وقتى به یک واعظ، یک روحانى و یک نویسنده‌ى کتاب دینى - که او هم یک روایتگر حقایق و معارف محسوب مى‌شود - خطاب مى‌کنم و مى‌گویم آقا شما مواظب حرف زدنت، مواظب لغتى که به کار مى‌برى و مطلبى که متناسب با زمان انتخاب مى‌کنى، باش؛ اگر حرفى را که اینجا نباید بزنى، زدى، یا باید بزنى، نزدى، و به خاطر حرف تو یک جوانى به دین بى‌اعتقاد شد یا یک حقیقتى از حقایق دینى را به خاطر گفتار تو کج فهمید؛ تو پیش خداى متعال مسئولى؛ من مى‌خواهم به شما بگویم، این تذکر به شما که برادر و خواهر عزیز ما هستید و این ابزار هنرى بسیار کارآمد در اختیار شماست، طبعاً با یک ضریب خیلى بالایى مضاعف مى‌شود؛ بگویم ده برابر؛ یقیناً بیشتر؛ یعنى شما ببینید تأثیر یک فیلم هنرىِ کارآمد در مقایسه‌ى با یک منبر چقدر فاصله دارد!
بیانات بیانات در دیدار جمعى از کارگردانان سینما و تلویزیون‌ - ۱۳۸۵/۰۳/۲۳

اگر از من سؤال کنند، من مى‌گویم صددرصد هنر و صددرصد اخلاق

هنرمند، هم در باب فرم و قالب هنرِ خودش و هم در قبال مضمون تعهّد دارد. کسى که قریحه هنرى دارد، نباید به سطح پایین اکتفا کند. این یک تعهّد است. هنرمند تنبل و بى‌تلاش، هنرمندى که براى تعالى کار هنرىِ خودش و ایجاد خلاقیت تلاش نمى‌کند، در حقیقت به مسؤولیتِ هنرى خودش در قبال قالب عمل نکرده است. هنرمند باید دائم تلاش کند. البته ممکن است انسان یک وقت به جایى برسد که بیش از آن نمى‌تواند تلاش کند - بحثى نیست - اما تا آن‌جایى که مى‌تواند، باید براى اعتلاى قالب هنرى تلاش کند. این تعهّد در قبال قالب، بدون یک احساس شور و عشق و مسؤولیت - البته این شور و عشق هم مسؤولیت است؛ آن هم یک دست قوى است که انسان را وادار به کارى مى‌کند و نمى‌گذارد که احساس تنبلى و تن‌آسایى، او را از کار باز بدارد - به دست نمى‌آید.

علاوه بر این، تعهّد در قبال مضمون است. ما چه مى‌خواهیم ارائه بدهیم؟ اگر انسان محترم و عزیز است، دل و ذهن و فکر او هم عزیز و محترم است. نمى‌شود هر چیزى را به مخاطب داد، فقط به صرف این‌که او نشسته و به حرفهاى ما گوش مى‌دهد. باید ببینیم به او چه مى‌خواهیم بدهیم. البته بحث این‌که ما وارد کدام دسته‌بندىِ سیاسى بشویم یا نشویم - این حرفهایى که بعضى از دوستان مى‌زنند - مسائلى است که شما باید از اینها عبور کرده باشید. اینها محلِ‌ کلام نیست؛ محلِ‌ کلام، اخلاق و فضیلت است. من مطلبى را - به گمانم - از قول «رومن رولان» خواندم که گفته بود در یک کار هنرى، یک درصد هنر، نودونه درصد اخلاق؛ یا احتیاطاً این‌گونه بگوییم: ده درصد هنر، نود درصد اخلاق. به نظرم رسید که این حرف، حرف دقیقى نیست. اگر از من سؤال کنند، من مى‌گویم صددرصد هنر و صددرصد اخلاق. اینها با هم منافات ندارند. باید صددرصد کار را با خلاّقیت هنرى ارائه داد و صددرصد آن را از مضمون عالى و تعالى‌بخش و پیشبرنده و فضیلت‌ساز پُر کرد و انباشت. آن چیزى که دغدغه برخى آدمهاى دلسوز در زمینه مسائل هنرى است، این است که ما به بهانه آزادى تخیّل یا آزادى هنرى، فضیلت‌سوزى و هتک اخلاق نکنیم. این بسیار مهمّ است. بنابراین هنرِ متعهّد یک واژه درست است.

هنرِ ملتزم و متعهّد، یک حقیقت است

هنرمند باید خود را به حقیقتى متعهّد بداند. آن حقیقت چیست؟ این‌که هنرمند در چه سطحى از اندیشه قرار دارد تا بتواند همه و یا بخشى از آن حقیقت را ببیند و بشناسد، بحث دیگرى است. البته هرچه اندیشه و فکر و درک عقلانى بالاتر باشد، مى‌تواند به آن درک ظریف هنرى کیفیّت بیشترى بدهد. حافظ شیرازى صرفاً یک هنرمند نیست؛ بلکه معارف بلندى نیز در کلمات او وجود دارد. این معارف هم فقط با هنرمند بودن به دست نمى‌آید؛ بلکه یک پشتوانه فلسفى و فکرى لازم دارد. باید متّکا یا نقطه عزیمت و خاستگاهى از اندیشه والا، این درک هنرى و سپس تبیین هنرى را پشتیبانى کند. البته همه در یک سطح نیستند؛ توقّع هم نیست که چنین باشند. این در مورد همه‌ى رشته‌هاى هنرى صادق است. شما از معمارى بگیرید تا نقاشى و طرّاحى و مجسمه‌سازى و تا کارهاى سینما و تئاتر و شعر و موسیقى و بقیه رشته‌هاى هنرى؛ همین معنا در آنها وجود دارد. یک وقت شما معمارى را مى‌بینید که اندیشه‌اى دارد؛ یک وقت یک معمار از لحاظ اندیشه، لُخت و بى‌هویّت است و متّکى به فکرى نیست. اینها اگر بخواهند بنایى را ایجاد کنند، دو گونه طرّاحى مى‌کنند. اگر ساخت یک شهر را به دست دو نفر آدمِ این‌طورى بدهند، یک نیمه آن با نیمه دیگر به‌کلّى متفاوت خواهد بود. به‌هرحال این تعهّد، لازم است.

هنرِ ملتزم و متعهّد، یک حقیقت است و ما باید به آن اقرار کنیم. نمى‌توان رها و یله و بى‌هوا و با انگیزه‌هاى روزبه‌روز و احیاناً پایین و پست یا ناسالم، دنبال هنر رفت و سرافراز بود؛ چون آن ابتهاجى که در هنرمند وجود دارد - هنرمند بهجت ویژه‌اى دارد که با شادیهاى معمولى فرق دارد و در غیرهنرمند اصلاً دیده نمى‌شود - در صورتى حقیقتاً به وجود خواهد آمد که بداند دنبال چه چیزى مى‌رود و چه کار مى‌خواهد بکند، تا با هنرمندىِ خودش احساس رضایت و بهجت کند که آن کار را انجام مى‌دهد. در این صورت باید اخلاق انسانى، فضیلتها و معارف والاى دینى و الهى مورد توجّه باشند.

( ادامه مطلب )






برچسب‌ها: <-TagName->
+ نوشته شده توسط سیدمصطفی جعفری در چهارشنبه, بهمن 9, 1392 و ساعت 12:08 قبل‏ازظهر | نظرات(0)

۱۴ بهمن؛ رونمایی از نرم‌افزار تاریخ معاصر ایران به مناسبت دهه فجر تهران قدیم تاریخی مسجد سپهسالار

خبرگزاری تسنیم: نرم‌افزار چندرسانه‌ای تاریخ معاصر ایران به مناسبت گرامی‌داشت ایام دهه فجر و با هدف بالا بردن دانش تاریخی آحاد جامعه به منظور تحلیل درست و منطقی از مسائل روز رونمایی می‌شود.

به گزارش خبرگزارب تسنیم، رضا قریبی، مدیر پروژه نرم‌افزار تاریخ معاصر ایران درباره ویژگی‌های این نرم‌افزار تاریخی گفت: این نرم‌افزار به صورت کاملا کاربردی و در بخش های متنوعی تهیه شده تا علاوه بر ارائه اطلاعات مفید تاریخی از جذابیتهای لازم نیز برخوردار باشد.

به گفته وی این نرم‌افزار مولتی‌مدیا شامل بخش‌های متنوعی از جمله مصاحبه، مقاله، نمایشگاه عکس و سند، معرفی کتاب و برش‌هایی از سریال‌ها و آثار فاخری است که در حوزه تاریخ معاصر ایران ساخته شده و تاریخ معاصر ایران از ابتدای دوران قاجار تا پیروزی انقلاب مورد تحلیل و بررسی قرار می‌دهد.

به گفته مدیر تولید نرم افزار تاریخ معاصر ایران به رغم همه تلاشها و زحمات در دوران پس از انقلاب، متاسفانه مردم کشورمان با تاریخ معاصر کشور از طریق رسانه های سمعی، بصری و مکتوب آشنایی کمتری دارند و موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران بر اساس وظیفه ذاتی خود در راستای بالا بردن دانش تاریخی مردم در همه سطوح این نرم افزار را طراحی کرده است.
قریبی با تاکید بر اینکه مخاطب اصلی نرم افزار تاریخ معاصرایران قشر جوان جامعه است، هدف از طراحی این نرم افزار را آشنایی عمومی با حوادث و تحلات و مباحث تاریخ معاصرعنوان کرد و افزود: طراحی این نرم افزار به گونهای بوده است که تا جوانان و نوجوانان نسل امروز هم بتوانند به راحتی با تاریخ معاصر کشورمان آشنا شده و تحلیل بهتری از مسائل روز داشته باشند.

انتهای پیام/

( ادامه مطلب )






برچسب‌ها: <-TagName->
+ نوشته شده توسط سیدمصطفی جعفری در سه شنبه, بهمن 8, 1392 و ساعت 10:47 بعدازظهر | نظرات(0)

سفیان ثوری و اعتراض به امام

سفیان ثوری که ساکن مدینه بود، نزد امام صادق علیه السلام رفت و دید امام جامه‌ای سپید و بسیار لطیف پوشیده است.با اعتراض گفت:« این لباس جامه سزاوار تو نیست. تو نباید خود را به زیورهای دنیا آلوده سازی. از تو انتظار می‌رود زهد بورزی و تقوی پیشه کنی و خود را از دنیا دور نگه داری.»

سزاوارترین مردم برای بهره بردن از نعمت‌ها نیکان و صالحان و مسلمانانند

امام صادق علیه السلام به او فرمود:« خوب گوش کن که می‌خواهم سخنی به تو بگویم که برای دنیا و آخرتت مفید است. اگر به راستی اشتباه کرده‌ای و نظر حقیقی دین اسلام را درباره‌ی این موضوع نمی‌دانی،سخن من برای تو سودمند است؛ ولی اگر منظورت این است که در اسلام بدعتی بگذاری و حقایق را منحرف و وارونه کنی، این سخنان به حالت سودی نخواهد داد.

ممکن است تو وضع ساده و فقیرانه رسول خدا و اصحاب او را در آن زمان پیش خود مجسم سازی و گمان کنی تکلیف و وظیفه‌ی همه مسلمین تا روز قیامت این است که همیشه فقیرانه زندگی کنند. اما به تو بگویم که رسول خدا در زمان و محیطی بود که فقر و تنگدستی در آن فراوان بود و عموم مردم از داشتن لوازم اولیه زندگی محروم بودند.

اما در روزگاری آسایش زندگی فراهم شد و شرایط بهره‌برداری از موهبت‌های الهی موجود گشت، سزاوارترین مردم برای بهره بردن از نعمت‌ها نیکان و صالحان و مسلمانانند، نه فاسقان و بدکاران و کافران. تو در من چه چیز را عیب شمردی؟! در عین اینکه می‌بینی از نعمت‌های الهی استفاده می‌کنم، به خدا سوگند، از زمانی که به حد رشد و بلوغ رسیده‌ام، شب و روزی بر من نمی‌گذرد مگر آنکه مراقب هستم که اگر حقی در مالم پیدا شود، فوراً آن را به صاحبش برسانم.»

شما که به قرآن استدلال می‌کنید، محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ قرآن را از هم تشخیص می‌دهید یا نه؟

سفیان که نتوانست جواب امام را بدهد، سرافکنده و شکست‌خورده نزد یاران صوفی خود رفت و ماجرا را گفت. آنها تصمیم گرفتند دسته جمعی با امام مباحثه کنند. بنابر این نزد او رفتند و گفتند: «رفیق ما نتوانست دلایلش را خوب ذکر کند. اکنون ما آمده‌ایم با دلایل روشن، تو را محکوم کنیم.»
امام فرمود:«دلایل شما چیست؟»
گفتند:« دلایل ما از قرآن است.»
امام فرمود:« چه دلیلی بهتر از قرآن؟ بگویید. آماده‌ی شنیدن‌ام.»
گفتند:« ما دو آیه از قرآن را دلیل بر مدعای خودمان می‌آوریم و همین دو آیه کافی است.

خداوند در قرآن کریم گروهی از اصحاب پیامبر را این‌طور ستایش می‌کند:« و یوثرون علی انفسهم و لوکان بهم خصاصه و من یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون» _سوره حشر، آیه 9_ (در عین اینکه خودشان در سختی و تنگدستی‌اند، دیگران را بر خویش مقدم می‌دارند. کسانی که از بخل خودداری کنند، رستگارند.)
و در آیه‌ی دیگر می‌فرماید:« و یطمعون الطعام علی حبه مسکیناً و یتیماً و اسیراً» -سوره انسان ،آیه8(در عین اینکه به غذا احتیاج دارند آن‌را به فقیر و یتیم و اسیر می‌دهند.

امام فرمود:« اول بگویید آیا شما که به قرآن استدلال می‌کنید، محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ قرآن را از هم تشخیص می‌دهید یا نه. هر کس از این امت گمراه شد، از همین راه گمراه شد: بدون اینکه اطلاع صحیحی از قرآن داشته باشد آن را دستاویز خود کرد.»
گفتند:« اجمالاً اطلاعاتی داریم ولی کاملاً نه.»

امام فرمود:« بدبختی شما از همین است. احادیث پیامبر هم مثل آیات قرآن، اطلاع و شناخت کامل لازم دارد. آیاتی که از قرآن خواندید، بر حرمت استفاده از نعمت‌های الهی دلالت ندارد. این آیات مربوط به گذشت و بخشش و ایثار است؛ خداوند قومی را ستایش می‌کند که در وقت معینی دیگران را بر خودشان مقدم داشتند و مالی را که بر خودشان حلال بود، به دیگران دادند. اگر هم نمی‌دادند گناهی مرتکب نشده بودند.

خداوند به آنان امر نکرده بود چنین کنند و البته نهی هم نکرده بود که نکنند. آنان به حکم عاطفه و احسان، خود را در تنگدستی و مضیقه گذاشتند و به دیگران بخشش کردند؛ خداوند نیز به آنان پاداش خواهد داد. پس این آیات با ادعای شما تطبیق نمی‌کند؛ زیرا شما مردم را ملامت می‌کنید که مال خودشان و نعمت‌هایی را که خداوند به آنها ارزانی داشته، استفاده می‌کنند.

در ضمن، آنها آن روز آن طور بذل و بخشش کردند ولی بعدا در این باره از طرف خداوند، دستور کامل و جامعی رسید و حدود انفاق را مشخص کرد که البته این دستور، ناسخ آنهاست و ما باید تابع این دستور باشیم، نه تابع عمل آن روز آنان. خداوند برای اصلاح حال مؤمنین و از سر رحمت خاص خویش، نهی کرد که کسی خود و خانواده‌ی خود را در تنگنا بگذارد و دارایی‌اش را به دیگران ببخشد، زیرا در میان خانواده‌ی شخص، افراد ضعیف و خردسال و پیر فرتوت هم پیدا می‌شود که طاقت و تحمل ندارند.
اگر بنا شود که من نانی را که در اختیار دارم انفاق کنم، عائله‌ی من که عهده‌دار خرج‌شان هستم، تلف خواهند شد.

( ادامه مطلب )






برچسب‌ها: <-TagName->
+ نوشته شده توسط سیدمصطفی جعفری در دوشنبه, بهمن 7, 1392 و ساعت 01:06 قبل‏ازظهر | نظرات(0)

به گزارش بیت الزهرا(س) به نقل از دیدبان با بررسی مجموعه فعالیت های انجام شده و در حال اجرای وزارت جوانان و همچنین اهداف مسئولین این وزارتخانه، به نکات قابل تأملی رسیده ایم که در دو بخش، به آنها اشاره خواهیم کرد؛بخش اول:

 

خانه مجردی: وارداتی غربی،فردگرایی افراطی

اساساً خانه های مجردی، پدیده ای وارداتی از کشورهای غربی است که زمینه به وجود آمدن آن، حاکمیت ارزش های لیبرالی و فردگرایی افراطی در آن است که جوانان را به سمت استقلال طلبی مفرط برده و همین امر، یکی از دلایل فروپاشی خانواده و همچنین تمایل افراد به زندگی در خانه های مجردی است. تاکنون این پدیده، آثار و پیامدهای منفی فراوانی از جمله افسردگی، اعتیاد، انواع انحرافات جنسی و ... به خصوص در نسل جوان داشته است.

پدیده خانه های مجردی، سالهاست که در کشور ما، در حال تکثیر و رشد است و رفته رفته، چهره ای خطرناک و نگران کننده به خود می گیرد که در صورت عدم اهتمام جدی به این مسأله، ممکن است به صدر مشکلات جامعه امروزی ما مبدل گردد و ناهنجاری های مختلف اجتماعی را به دنبال داشته باشد.

با این حال، اخیراً از وزارت جوانان دولت یازدهم، مواضعی به گوش می رسد که بر شدت این نگرانی می افزاید. مسئولین وزارت جوانان، با کتمان نگرانی مذکور، این پدیده را طبیعی دانسته و عامل اصلی آن را استقلال طلبی جوانان می دانند، که بایستی به آن احترام گذاشت. این موضع، زمانی نگران کننده تر می شود که از خانه های مجردی به عنوان خانواده های سفید یاد می شود و دغدغه مسئولین، حرکت به سمت قانونی و شرعی نمودن هم خانگی یک دختر و پسر می گردد.

«محمود گلزاری معاون امور جوانان وزارت خانه مذکور در نشست خبری خود تأکید کرد: ما می‌توانیم با نگاهی مثبت، هم خانگی یک دختر و پسر را به مسیری قانونی‌تر و شرعی‌تر هدایت کنیم.» (1)

سؤال اینجاست که آیا مسئولین ذیربط در مورد آسیب های فرهنگی این چنینی که شیوع آن، ضربات مهلکی بر فرهنگ جامعه وارد می سازد، بایستی اینگونه خونسرد باشند؟ آیا اعتبار لفظ خانواده سفید برای خانه مجردی، اجحاف در حق خانواده هایی نیست که بر اساس سنت اسلامی-ایرانی در امر ازدواج، تشکیل خانواده داده اند؟ آیا آنان خانواده سیاه هستند؟! اصولا نام نهادن مجردها به عنوان "خانواده" و رسمیت بخشیدن به آن چگونه توجیه می شود؟ در صورت امکان وزارت جوانان پشتوانه علمی این اقدام - نام نهادن مجرد به عنوان خانواده سفید! - را منتشر و تبیین نماید اصولا چه مکانیزمی برای قانونی کردن و شرعی کردن این روابط وجود دارد؟

ارائه چهره ای سیاه از وضعیت جوانان

هرچند دسته ای از جوانان در جامعه امروزی، درگیر آسیب های اجتماعی هستند با این حال، نسل جوان کنونی را می توان از بهترین نسل ها دانست که پویا و پر نشاط هستند.

تأکیدات مکرر در وزارت جوانان مبنی بر وضعیت نابسامان جوانان، فضای ناامیدکننده ای از اوضاع قشر جوان جامعه به دست می دهد، در حالیکه آسیب های مذکور، سهم اندکی در میان جوانان دارند و حتی در صورت فرض چنین آسیب های گسترده ای در جامعه، اعلان رسمی از زبان مسئولین دست اندرکار امور جوانان، امر چندان صحیحی نیست. مواضعی همچون پایین آمدن سن ارتباطات جنسی پیش از ازدواج به دوران راهنمایی و یا ضرورت تأسیس کلینیک های کنترل خشم جوانان، بخشی از مواضع عجولانه و نادرست است.

مخالفت با فیلترینگ فیس بوک

از زمان شروع به کار دولت یازدهم، زمزمه مخالفت ها با فیلترینگ سایت هایی نظیر فیس بوک به گوش می رسد که این امر در میان مسئولین وزارت جوانان نیز وجود دارد.تأکیدات فراوان مسئولین بر این موضوعات، نه تنها نظام فیلترینگ را خدشه دار و فاقد اعتبار ساخته است، بلکه سبب تبلیغ و رسمی شدن استفاده از آن - بخوانید قانون شکنی علنی - شده است.

این اظهارات، در مواضع معاون ساماندهی امور جوانان این وزارتخانه، با تعابیر مختلفی به چشم می خورد. ایشان در جایی با این استدلال که دیگر نمی‌توان به جهان و زمان قبل از اینترنت برگشت و اینکه فیلترینگ سایت هایی نظیر فیس بوک به لحاظ تربیتی غلط است، به مخالفت با این امر می پردازد.

فیس بوک با فرهنگ اسلامی ایرانی ما در مورد دوست و دوست یابی هماهنگی ندارد

با تمام این توضیحات، جای مبهم این ماجرا، تأکیدات بیش از حد سیاسیون این دولت بر موضوعی است که بسیاری از کارشناسان بر مضر بودن آن اذعان داشته و معتقدند فضای ارتباطات گسترده در شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک و زمینه های دوست یابی در آن، نه تنها با فرهنگ اسلامی-ایرانی ما در مورد دوست و دوست یابی هماهنگی ندارد، بلکه فضای آماده ای را در اختیار برخی عوامل قرار می دهد تا از این شبکه مخاطبین، در راستای هر هدفی سوءاستفاده کنند. علاوه بر این، شبکه هایی نظیر فیس بوک و توییتر، امتحان خود را در ایجاد ناآرامی و شرایط نامطلوب فرهنگی در مناطق مختلف  پس داده اند.

با این حال، هدف نگارنده، نفی شبکه های اجتماعی به صورت مطلق نیست، بلکه نکته اصلی این است که از مسئولین انتظار می رود به جای کتمان حقایق و نادیده انگاشتن آثار مخرب این پدیده ها، ابتدا به اصلاح و یا جایگزینی آن فکر کنند.

( ادامه مطلب )






برچسب‌ها: <-TagName->

.: Web Design By : 1100Shahid :.
پخش زنده حرم

ساخت صفحات پاپ آپ